اخلاق توصيفى ، اخلاق هنجارى و فرا اخلاق ( اخلاق تحليلى ) « 1 » همه امورى مهم و تأثيرگذارند ؛ امّا آن چه امروزه توجّه بيشترى را به خود معطوف داشته ، بخش اخير است كه كمتر فيلسوف و انديشمند اخلاقى خود را از آن فارغ دانسته يا نسبت به آن بىتفاوت بوده است ، تا جايى كه با جستوجويى اندك ، كتابها و مقالات بسيارى را در اين زمينه مىتوان يافت .
در يك نگاه گذرا ، مىتوان مهمترين بحثهاى اخلاق تحليلى را در سه مرحله چنين برشمرد :
1 . معناشناسى مفاهيم اخلاقى . آيا مفاهيم اخلاقى تعريفپذيرند يا نه ؟ مفاهيمى همچون خوب و بد ، مطلوب و نامطلوب ، ارزش و ناارزش ، درست و نادرست ، بايد و نبايد ، چه معنايى دارند ؟
2 . بررسى و تحليل گزارههاى اخلاقى ( جملات حاوى الفاظ ارزشى ) . آيا اين گزارهها بيانگر امورى واقعىاند يا صرفاً امورى اعتبارى و قراردادىاند ؟ آيا گزارههاى ارزشى ، توصيهاىاند يا توصيفى ، « 2 » يا بعضى از آنها توصيهاى و بعضى توصيفى است ؟
3 . معرفتشناسى اخلاقى . آيا جملات اخلاقى معرفتبخشاند يا نه ؟ نسبىاند يا مطلق ؟ استنتاج قضاياى اخلاقى از واقعيت چگونه است ؟ ابزار معرفت اخلاقى كدام است ؟ در توجيه يا استدلال اخلاقى ، عقل چه نقشى ايفا مىكند و هر يك از شهود ، احساس ، عاطفه و يا وجدان چه نقشى دارند ؟
بر اين اساس ، بُعد نظرى علم اخلاق ، هم مبادى تصوّرى - همچون مفاد حسن و قبح ، بايد و نبايد و ارزش - را در بر گرفته و هم مبادى تصديقى - همچون معيار قضاياى اخلاقى و كلّيت آنها و رابطهء بايد و هست - را پوشش مىدهد . اينها و صدها
هامش
( 1 ) .1 . Meta - Ethics .( 2 ) .2 . Prescriptive / Descriptive .