تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
معنايى در خطاب ، شرط حضور مخاطب در مجلس تخاطب را از معناى خطاب شفاهى برداشته و قيد ديگرى نهاده‌اند . به عبارت ديگر ، لبّ لباب خطاب و مقسم هر دو قسم ، روانه ساختن كلام به غير ، به قصد افهام است . امّا گاه به نحوى است كه مخاطب در جلسهء تخاطب حضور دارد ( خطاب شفاهى ) و گاه لزومى به حضور او در مجلس تخاطب نيست ( خطاب كتبى ) . به اعتقاد امام خمينى ، در ميان عقلا اين نوع خطاب شيوع فراوانى دارد . رهنمودهاى عالمان دينى ، سياست‌مداران و انقلابيان به انسان‌ها و نسل‌هاى آينده همگى از اين نوع‌اند و هيچ محذورى پديد نيامده است . شايد نمونهء زيباى اين نوع خطاب را در كلام امام على عليه السلام بتوان ملاحظه كرد : « أُوصِيكُمَا وَ جَمِيعَ وَلَدِي وَ أَهْلِي وَ مَنْ بَلَغَهُ كِتَابِي بِتَقْوَى اللَّهِ وَ نَظْمِ أَمْرِكُمْ » . « 1 » 3 - 8 . خراسانى با انشايى دانستن موضوع له ادوات خطاب ، قصد دارد نتيجه بگيرد كه ميان قول به انشايى بودن وضع ادوات و شمول آن نسبت به معدوم ، تلازم وجود دارد ، در حالى كه عراقى با انكار اين تلازم ، معتقد است كه حتى در فرض انشايى دانستن موضوع له ادوات ، سياق كلام ، حكم مىكند كه معناى خطاب ، حقيقى و واقعى باشد و در نتيجه ، نيازمند مخاطب موجود و ملتفت . بيان خراسانى موهم اين برداشت است كه گويى هر كس معتقد به شفاهى بودن خطاب است ، بايد معتقد به وضع ادوات براى معناى حقيقى و واقعى خطاب بوده باشد و هر كس كه قائل به تعميم خطاب نسبت به معدومان است ، قائل به وضع ادوات براى معناى انشايى خطاب است . امّا عراقى مىخواهد نشان دهد كه اين موجبهء كليه و عكس مستوى آن در قالب ايجاب كلى ، صحّت ندارد . 3 - 9 . آخوند خراسانى ، ادوات خطاب را براى ايجاد خطاب انشائى دانسته ، در حالى كه عراقى ميان ارادهء استعمالى و ارادهء جدّى در ادوات خطاب تمايز قائل
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 47 .