وجوب نماز محتمل بدانيم ، در آن صورت ، حضور محتمل القيديه از زمان خطاب و تا پايان عمر مخاطبان ، محقّق بوده است و هنگامى كه قيد حكم تا پايان عمر خطاب موجود باشد ، عرفاً نيازى به يادآورى ندارد .
بنا بر اين ، در فرض قيد بودن حضور معصوم و عدم تصريح به آن ، هيچگونه خللى در كلام مولا و يا نقض غرضى پيش نمىآيد . مبناى توسّل به اطلاق ، اين عقيده است كه اگر فلان قيد ، شرط باشد براى پيش نيامدن نقض غرض مولا بايد تصريح شود . امّا اين مبنا چنانكه امام خمينى معتقد است ، هنگامى صحيح است كه قيد مزبور تحقّق نداشته و سپس به وجود آيد و تا پايان عمر مخاطبان امكان زوال داشته باشد . در حالى كه مورد بحث ما يعنى خطاب قرآنى « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا إذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ » « 1 » به گونهاى است كه در زمان خطاب و تا پايان عمر همهء مخاطبان قيد محتمل الشرطيه ( حضور معصوم ) همراهشان بوده ؛ زيرا هيچ يك از مخاطبان تا عصر امام زمان عليه السلام زنده نبوده است . بنا بر اين ، عرفاً نيازى به تصريح نبوده است . پس هيچ راهى براى نفى قيديت از طريق توسّل به اطلاق وجود ندارد و ثمرهء دوم در اين خصوص جارى است . « 2 »
3 . مقايسه آرا و انديشهها
3 - 1 . آخوند خراسانى با سهگانهسازى احتمالهاى ممكن در محلّ نزاع ، صورت مسئله را امكان يا عدم امكان تكليف يا خطاب معدومان قرار داد . در حالى كه اين مسئله به وضوح باطل است و جايگاهى علمى براى طرح در مسائل اصول ندارد و اعتقاد برخى از حنابله نسبت به امكان توجّه خطاب به معدوم ، مجوّز معقولى براى طرح آن و نقض و ابرامهاى وارد بر آن و ترتّب ثمرات خلاف ندارد . شايد همين امر باعث شد تا شاگرد وى ، آقا ضياء الدين عراقى ، محلّ نزاع را تنها به يك مورد از موارد
هامش
( 1 ) . سورهء جمعه ، آيهء 9 .
( 2 ) . مناهج الوصول ، ج 2 ، ص 292 ؛ تهذيب الأصول ، ج 2 ، ص 50 .