عبارت ديگر ، ادات به علاوهء مدخول و به طور كل ، سياق كلام ، مفيد يك ظهور ثانوى فعلى حقيقى براى كلام است و مانع شمول آن نسبت به معدومان مىشود . « 1 »
اينك بايد تحليل كرد كه حتى به فرض پذيرش دلالت ادوات بر معناى حقيقى ، آيا راهى وجود دارد كه چنين خطابهايى را شامل غايبان و معدومان دانست ؟ عراقى توجّه تامّ خود را معطوف به مدخول ادات مىكند و با طرح دو نكته تلاش مىكند تا نتيجهء مطلوب را به دست آورد .
نكتهء نخست : مدخول ادات ، مفهوماً عام بوده و شامل غايب و معدوم مىشود . « 2 » در مواردى مثل « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أوْفُوا بِالْعُقُودِ » ، « 3 » به نظر وى مدخول ادات خطاب چندان گسترده و كلّى است كه شامل غايبان و معدومان هم مىشود و از اين ظهور نمىتوان دست بر داشت و اگر حقيقى بودن خطاب ، مُخلّ به اين برداشت باشد ، موانع را مىتوان به طريقى رفع كرد .
نكتهء دوم : سيرهء عقلا و عمل اصحاب ائمه عليهم السلام حذف ويژگى حضورى بودن خطاب و توجّه به حكم آن است . « 4 » يعنى رجوع به سيرهء عقلا و عمل اصحاب نشان مىدهد كه آنان در عموم خطاب ، هيچ توجّهى به خصوصيت حضورى بودن آن نكرده و آن خصوصيات را ناديده مىگرفتهاند . آنان اصل حكم را در نظر مىآوردهاند .
فرضاً يكى از اصحاب به امام معصوم عليه السلام مىگويد مقدارى خون ، لباسم را نجس كرده است ، تكليف من براى نماز چيست ؟ امام عليه السلام حكم خود را با خطاب به او كه دلالت بر حقيقت خطاب كرده عرضه مىكنند ، امّا هيچ يك از اصحاب از چنين خطابهايى برداشت نكردهاند كه مقصود امام عليه السلام خصوص سؤالكننده بوده است . دليل چنين برداشتى همين است كه عقلا اهتمام خود را صرف استخراج حكم مىكنند و
هامش
( 1 ) . مقالات الأصول ، ج 1 ، ص 460 ؛ منهاج الأصول ، ج 2 ، ص 308 .
( 2 ) . منهاج الأصول ، ج 2 ، ص 308 .
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 .
( 4 ) . منهاج الأصول ، ج 2 ، ص 308 .