خداوند متعال و پيامبرش ، جملات « يا ايّها الذين آمنوا » نيز استفاده شده است .
اگر مخاطبه را از نوع دوم بدانيم ، در آن صورت جاى هيچ شك و شبههاى نيست كه ادات خطاب در معناى انشائى آن به كار رفته است و پيامبر صلى الله عليه و آله در حال نقل خطابهاى دائر ميان خود و خدا به مردم است . و چون مردم مخاطب مستقيم آيات مصدَّر به ادات خطاب نيستند ، محذور خطاب غايب و معدوم پيش نمىآيد . « 1 » بنا بر اين ، شمول احكام موجود در سياقهاى خطابى ، نسبت به غايبان و معدومان بديهى است . « 2 »
ب . ديدگاه محقّق عراقى . مرحوم آقا ضياء عراقى با طرح عنوان فصل به روش صاحب كفايه ، سخن خود را آغاز مىكند . وى در ابتدا به بيان انواع « خطاب » موجود در كتاب و سنّت مىپردازد و آنها را در سه قسم دستهبندى مىكند . اوّل ، بيان مستقيم ، بدون واسطه قرار دادن ادات خطاب . مثل : يجب على المسافر كذا و على الغائبين كذا .
در اين نوع خطاب ، ثبوت حكم نسبت به غايبان يا حاضران ، تصريح شده است . دوم ، خطاب به وسيلهء ادات . مثل : « كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ » . « 3 » سوم ، خطاب ، همراه با ادات به علاوهء عموم مدخول ادات . مثل : « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أوْفُوا بِالْعُقُودِ » « 4 » . « 5 »
به نظر عراقى ، خطابهاى نوع اوّل به دليل اشتمال بر يك حكم كلّى يا تصريح به عموميت آن ، شامل حاضران و غايبان بوده و به همين دليل از محلّ نزاع خارج است ؛ زيرا دليلى براى اختصاص حكم به همسخنان و حاضران در دست نيست . به دليل « فعلى » نبودن حكم ، محذور خطاب حقيقى معدوم هم وجود ندارد . وقتى گفته مىشود « بر زنان واجب است چنان كنند » ، اين يك قانون است و « فعليت » اين حكم ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 169 .
( 2 ) . همان ، ص 268 .
( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 184 .
( 4 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 .
( 5 ) . ر . ك : مقالات الأصول ، ج 1 ، ص 459 ؛ منهاج الأصول ، ج 2 ، ص 306 ؛ نهاية الأفكار ، ج 2 ، ص 531 ؛ تحرير الأصول ، ج 1 ، ص 437 .