حقيقى است امّا موضوع له حقيقى آن ، معنايى انشائى است . مقصود در خطاب انشائى ، غايتى است كه در وراى خطاب مورد نظر است . گاه انگيزهء خطاب فرد ، بيان حسرت درونى است مثل « يا كوكباً ما كان أقصر عمره » كه شاعر خطاب به فرزند از دست رفتهاش گفته است . در اين جا چون انگيزهء استعمال ادات خطاب ، ابراز حسرت است ، نمىتوان گفت نيازمند مخاطب حقيقى و موجود در مجلس تخاطب است .
البته گاه انگيزهاى كه باعث استعمال ادات خطاب مىشود ، خطاب حقيقى است . يعنى گوينده واقعاً قصد دارد فرد موجود و معيّنى را مورد خطاب قرار دهد ، امّا اين معنا عموميت ندارد ، اگر چه شايد بتوان گفت در جايى كه قرينهاى در بين نباشد ، ادات خطاب منصرف به معناى واقعى آن است . به هر حال ، موضوع له حقيقى ادات خطاب ، معناى انشائى است و انگيزههاى آن متفاوت است .
اگر آيات متضمّن ادات خطاب را با اين مبنا محك بزنيم ، خواهيم ديد كه مشكل استحالهء خطاب معدوم مطرح نخواهد شد ؛ زيرا استحالهء خطاب غايب و معدوم ، مبتنى بر اين فرض است كه موضوع له ادات خطاب را خطاب واقعى مستلزم مخاطب حاضر در نظر گرفته باشيم ، امّا اگر معناى حقيقى و غير مجازى ادات را خطاب انشائى بدانيم و انگيزههاى خطاب را متعدّد بشناسيم ، در آن صورت ، مشكل خطاب معدوم پيش نمىآيد و عموم مدخول ادات نيز مختل نمىشود . پس وقتى گفته مىشود « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا أوْفُوا بِالْعُقُودِ » ، « 1 » هيچ تكلّفى براى حقيقى دانستن خطاب نداريم . « 2 »
خراسانى معتقد است كه در امثال « يا ايّها الذين آمنوا » بايد مشخّص شود كه خطابكننده خداوند است و خطابشونده مردمند ، امّا از زبان پيامبر . و يا خطابشونده اساساً فقط پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است نه كس ديگر . در دايرهء تخاطب ميان
هامش
( 1 ) . سورهء مائده ، آيهء 1 .
( 2 ) . كفاية الأصول ، ص 268 .