تعميم دهد ، تنها راه چاره را در انكار « وضع » ادوات خطاب حقيقى مىبيند . وى براى توضيح مطلب ، خواننده را به مسألهاى در باب اوامر و نواهى ارجاع مىدهد . « 1 » طبق رأى او ، طلب دو نوع است : حقيقى و انشائى . طلب حقيقى ، خواهش نفسانى آمر به انجام فعل است و طلب انشائى اين است كه از طريق صيغهء امر ، به معنا و مفهوم طلب ، وجودى انشائى بخشيده شود . طبق بيان وى ، گاه طلب حقيقى آمر باعث مىشود تا يك طلب انشائى مثل « شكرگذار باش » را ايجاد كند و گاه آمر براى امتحان و امثال آن ، طلب انشائى را به كار مىبرد .
موضوع له ادوات خطاب ، معنايى انشايى است نه حقيقى . براى مثال در آيهء « يا أيُّها الَّذينَ آمَنُوا إذا قُمْتُمْ إلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أيْدِيَكُمْ إلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أرْجُلَكُمْ إلَى الْكَعْبَيْنِ » . « 2 » اگر به « يا ايّها الذين آمنوا » توجّه كنيم ، خواهيم ديد كه از يك طرف ، خطاب و نداى « يا ايّها » و از طرف ديگر ، « الذين آمنوا » در معنايى ظهور دارند .
سؤال كليدى اين است كه موضوع له ادات خطاب چيست ؟ اگر موضوع له « يا اىّ » ، معناى حقيقى خطاب باشد كه مستلزم وجود ، حضور و توجّه مخاطب است و ظهور در چنين معنايى داشته باشد ، در آن صورت بايد مدّعى شد كه مقصود از عبارت « الذين آمنوا » ، معناى عامّ آن ( حاضر و غائب و معدوم ) نيست ، بلكه خصوص حاضران مجلس تخاطبند . به عبارتى ، بايد پذيرفت كه در عموم مدخول خود ، تصرّف كرده و آن را تخصيص مىزند « 3 » . بر اين اساس ، خراسانى تلاش مىكند تا وضع ادوات خطاب را روشن كند و مشكل خطاب غايبان و معدومان را حلّ نمايد .
وى براى حلّ مشكل ، موضوع له ادات خطاب را خطاب انشائى مىداند نه خطاب حقيقى ؛ زيرا در بسيارى از موارد مشاهده مىكنيم همين ادات خطاب براى انشاى تحسّر ، تأسّف ، حزن و يا شوق به كار رفته است . بنا بر اين ، استعمال ادات خطاب ،
هامش
( 1 ) . همان ، ص 268 .
( 2 ) . سورهء مائده ، آيهء 6 .
( 3 ) . كفاية الأصول ، ص 268 .