معاويه - لعنة اللَّه عليه - . مثال دستهء دوم از اعراض ذهنى همين سنخ از شوق است .
دستهء سوم از اعراض ذهنى ، اعراضى هستند كه همواره به يك طبيعت كلى موجود در ذهن يا همان صورت ذهنى اضافه مىشوند . البته ، صورتهاى ذهنىاى كه معروض اين دسته از اعراض هستند نيز مانند دستهء دوم ، مورد لحاظ فنايى و مرآتى قرار گرفتهاند . در اين نظريه از اين صورتهاى ذهنى ، با نام « معروض بالذات » تعبير شده است . قيد « بالذات » گوياى اين حقيقت است كه اين صورتهاى ذهنى ، معروض « حقيقى » اين دو دسته از اعراض ذهنى هستند نه معروض مجازى ، مسامحى و عرفى آنها . بنا بر اين ، دسته دوم و سوم از اعراض ذهنى ، در معروض بالذات مشتركاند .
تنها تفاوتى كه ميان دستهء دوم و سوم از اعراض ذهنى وجود دارد ، اين است كه دستهء دوم از اعراض ذهنى علاوه بر معروض بالذات ، داراى « معروض بالعرض » نيز هستند . گفتنى است اصطلاح « معروض بالعرض » در عبارات شهيد صدر ، به معناى چيزى است كه به نظر مسامحى و عرفى ، معروض اعراض ذهنى به شمار مىآيد .
معروض بالعرض در اين دسته از اعراض ، همان وجود خارجى است كه معروض بالذات ، فانى در اوست ؛ اين در حالى است كه در بارهء دستهء سوم از اعراض ذهنى ، نمىتوان گفت وجودهاى خارجى ، معروض بالعرض اين دسته از اعراض هستند ؛ بلكه از نظر ايشان اين دسته از اعراض ، معروض بالعرض ندارند .
معناى اين سخن اين است كه به نظر دقيق عقلى ، معروض هر دو دستهء دوم و سوم ، صورتهاى ذهنى است . براى مثال ، هم در مورد شوق به وجود مقدّس امير المؤمنين عليه السلام كه از دستهء دوم اعراض ذهنى است و هم در مورد شوق به نوشيدن آب كه از دستهء سوم از اعراض ذهنى است ، مىتوان گفت معروض به نظر دقيق عقلى ، صورت ذهنى آن وجودِ مقدّس و صورت ذهنىِ طبيعت نوشيدن آب است . امّا به نظر مسامحى و عرفى ، معروض شوق به امير المؤمنين عليه السلام ، وجود خارجى ايشان است نه صورت ذهنى .
اين در حالى است كه اگر وجود خارجى نوشيدن محقّق شود ، نمىتوان گفت كه به نظر
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 391
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٩١