تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
در اين نظريه ، اراده و شوق و حبّ و بغض ، جزء اعراض ذهنى به شمار مىآيند . اعراض ذهنى در ديدگاه شهيد صدر ، به أعراضى گفته مىشود كه معروض آنها از سنخ مفاهيم و صُور ذهنى است . ايشان اعراض ذهنى را به سه دسته تقسيم مىكنند . دستهء اوّل ، اعراضى هستند كه معروض آنها مفهومى ذهنى است ؛ با لحاظ اين نكته كه موطن وجود آن ، ذهن است . در اصطلاح ، از اين مفهوم با تعبير « المفهوم بما هو موجود فى الذهن » ياد مىشود ؛ تعبيرى كه مرادف آن را در عبارات محقّق عراقى ، با عنوان « طبيعتى كه به صورت استقلالى لحاظ شده است » مىتوان يافت . براى اين دسته از اعراض ، مىتوان به عَرض نوعيّت و يا جنسيّت كه معروض آنها مفاهيمى كلى ، مانند انسانيت و حيوانيت است ، مثال زد . ايشان همهء معقولات ثانويهء منطقى را جزء اين دسته از اعراض مىداند . دستهء دوم ، اعراضى هستند كه همواره به يك شىء خارجى اضافه مىشوند . در عبارات ايشان از اين قسم اين چنين تعبير شده است : « الاعراض الذهنية ذات الاضافة الى شىء فى الخارج » . معروض اين نوع از اعراض نيز مانند دستهء اوّل ، مفهوم و صورتى ذهنى است ، امّا با اين تفاوت كه اين مفهوم و صورت ذهنى ، به شكل استقلالى - يعنى « بما هو موجود فى الذهن » - لحاظ نشده است ، بلكه به شكل مرآتى و فنايى لحاظ شده است . در توضيح مثال شهيد صدر براى اين دسته از اعراض ذهنى ، اشاره به اقسام شوق از ديدگاه ايشان ضرورى مىنمايد . در نظر شهيد صدر ، دو سنخ شوق و حُبّ و بغض و كراهت وجود دارد . سنخ اوّل از شوق و حبّ و بغض و كراهت ، به فعل خود انسان يا فعل اشخاص ديگر تعلّق مىگيرد و همين سخن از شوق و حُبّ است كه از مبادى امر شمرده شده است و نيز همين سخن از بغض و كراهت است كه از مبادى نهى شمرده شده است . سنخ دوم ، شوق و حبّ و بغض و كراهتى است كه به وجودهاى خارجى تعلّق مىگيرد نه به افعال ، مانند شوق به وجود مقدّس امير المؤمنين عليه السلام و بغض نسبت به