تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
واقعى بوده و ظرف خارج را پر كرده است ؛ نه لازمهء تعلّق شوق به ما بإزاء مفهوم طبيعت كه بنا بر اصالت وجود ، اعتبارى است و واقعيت خارجى ندارد . بنا بر اين ، مىتوان گفت كه منظور محقّق عراقى از فرد ، همين معناست و نه ما بإزاء مفهوم طبيعت . در جواب اين سخن بايد گفت اين امر در اختيار ما نيست كه طبيعت موجود در ذهن ، آينه براى چه چيزى باشد . طبيعت موجود در ذهن كه همان مفهوم طبيعت است ، تنها براى ما بإزاءهاى خودش آينه است ، نه براى ما بإزاءهاى مفهوم وجود ، و در اساس ، هيچ اهميتى ندارد كه منظور از فرد در نظر صاحب اين نظريه چيست ؟ آن چه در اين اشكال مهم است ، اين است كه اشيائى كه توسّط آينهء طبيعت ، ديده مىشوند و طبيعت فانى در آنهاست ، امورى هستند كه بنا بر قول به اصالتِ وجود ، اعتبارى بوده و واقعيت خارجى ندارند . البته ، ممكن است بگوييم هر چند امورى كه به وسيلهء آينهء مفهوم طبيعت ديده مىشوند ، بنا بر اصالت وجود داراى واقعيت خارجى نيستند ، ولى انسان در هنگام تعلّق شوق ، به خاطر درك اشتباهى كه از واقعيت دارد ، معتقد است كه اين امور واقعيت دارند و در خارج موجودند و به همين جهت ، شوق انسان به مفهوم طبيعت كه آينه براى امورى غير واقعى است ، تعلّق مىگيرد . گرچه شاهدى براى اين توجيه در كلمات محقّق عراقى ديده نمىشود ، امّا بايد اذعان كرد كه اين توجيه با اشكال ابتناء بر اصالت ماهيت روبه‌رو نيست . براى قضاوت در مورد سلامت اين توجيه از ديگر اشكالات و كاميابى آن در تحليل متعلّق شوق ، مناسب است آن را به عنوان نظريه‌اى مستقل مطرح كرده ، در معرض نقد قرار دهيم .

نظريهء سوم : شهيد سيّد محمّد باقر صدر

اين نظريه كه از سوى شهيد صدر مطرح شده است « 1 » در بسيارى از ادّعاهايش با نظريهء دوم مشترك است و از همين رو ، آن را پس از نظريهء محقّق عراقى مطرح كرديم .
هامش
( 1 ) . بحوث فى علم الأصول ، ج 2 ، ص 395 - 400 .