تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
الف . برخى از موارد ، چيزى در خارج موجود نيست ، ولى انسان گمان مىكند چيزى در خارج وجود دارد و نسبت به آن شوق پيدا مىكند . وجود شوق در اين موارد ، نمايان‌گر اين حقيقت است كه شوق نمىتواند به وجودات و مصاديق خارجى تعلّق گيرد ؛ زيرا در اين موارد ، خارجى وجود ندارد كه بتواند متعلّق شوق واقع شود . ب . دليل دوم محقّق عراقى مربوط به مشكلى است كه از تعلّق طلب و اراده به وجود خارجى پديد مىآيد ؛ يعنى همان چيزى كه در بيان نظريهء اوّل از آن به « طلب حاصل » تعبير شده بود ؛ محذورى كه آخوند خراسانى نيز به آن توجّه داشت و براى رهايى از آن ، ايدهء تعلّق طلب به ايجاد را مطرح كرد . محقّق عراقى اين محذور را به عنوان دليل بر استحالهء تعلّق طلب به مصداق و فرد خارجى و در نتيجه ، اثبات تعلّق آن به طبيعت مطرح كرده است ؛ با افزودن اين مطلب كه ايدهء تعلّق طلب به ايجاد را ، راه حلّ موفّقى براى رهايى از اين محذور به شمار نمىآورد . « 1 » پيش از اين اشكالات نظريه ، به ايرادى مىپردازم كه ممكن است به نظر خوانندگان محترم بر نظريهء محقّق عراقى وارد باشد . هر چند به اعتقاد نگارنده ، اين ايراد قابل جواب به نظر مىرسد . محقّق عراقى به دو مشكل اساسى اين بحث ، توجّه كامل داشته و در صدد حلّ اين
هامش
( 1 ) . نهاية الأفكار ، ج 1 - 2 ، ص 380 - 385 .