لا يصدر منه الا الواحد » تنها يك مصداق داشته باشد ، آن مصداق همين صدور اوّلين موجود از واجب الوجود است . پس نمىتوان ايجاد صادر اوّل را از قاعدهء الواحد استثنا نمود . « 1 »
البته ، بايد به اين نكته اعتراف كرد كه اين تسلسل فقط در صورتى لازم مىآيد كه قائل به تعدّد ايجاد و وجود ، اين دو را از امور اصيل و حقيقى بداند . يعنى هر دو مفهوم ايجاد و وجود ، در نظر وى داراى ما بإزاء خارجى باشند . امّا اگر اين قائل ، يكى از اين دو را غير اصيل و فاقد ما بإزاء خارجى بداند ، تسلسلى رخ نخواهد داد ؛ زيرا امر غير اصيلى كه بهرهاى از وجود خارجى ندارد ، نه مىتواند متوقّف بر چيزى باشد و نه
هامش
( 1 ) . التعليقة على نهاية الحكمة ، ص 242 .