تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
حقيقت ، بدون لحاظ فوق است كه در اين حال از او به « وجود » تعبير مىكنيم . با اين تبيين از دو مفهوم ايجاد و وجود ، به روشنى در مىيابيم كه بازگرداندن « طلب وجود » به « طلب ايجاد » ، راه‌حلّ مناسبى براى رهايى از محذور طلب حاصل نخواهد بود . البته اين ادّعا كه وجود و ايجاد ، دو تعبير براى يك حقيقت هستند ، دور از ارتكاز به نظر مىرسد ؛ چراكه ايجاد ، معنايى حدثى دارد و فعلى است كه موجِد انجام مىدهد ، در حالى كه وجود ، ذاتى است كه ثمره و نتيجهء اين فعل است . به ديگر بيان ، مىتوان گفت كه وقتى نسبت و رابطهء ميان وجود و علّت آن را در نظر مىگيريم ، ممكن است از اين رابطه به « ايجاد » تعبير كنيم ؛ ولى اين كه از وجود منتسب و مربوط به علّت ، به « ايجاد » تعبير شود ، دور از ذهن به نظر مىرسد ؛ هر چند قيد انتساب و ارتباط به علّت ، در حين تعبير لحاظ شود . امّا بايد اذعان كرد كه اين دورى از ارتكاز در مورد وجودهايى كه از قبيل فعل هستند مطرح نمىشود . براى مثال ، فعل راه رفتن را در نظر بگيريد . روشن است كه ارتكاز به راحتى مىپذيرد كه ايجادِ راه رفتن كه معنايى حدثى دارد و از علّت آن يعنى انسانِ رونده صادر مىشود ، عين وجود خارجىاى باشد كه نتيجهء اين ايجاد است . نكتهء پذيرش ارتكاز اين است كه در اين موارد ، وجود خارجى كه نتيجهء فرآيند ايجاد است ، خود از قبيل حَدَث و فعل است . امّا در مورد ذوات خارجى كه معناى حدثى ندارند ، مانند وجود درخت ، انسان ، ديوار و . . . اين استبعاد به قوّت خود باقى است . البته ، روشن است كه اين استبعاد در مورد وجود به معناى حدثى آن يعنى موجود شدن ، نمىتواند مطرح شود . شايان توجّه است كه در حكمت متعاليه در بارهء حقيقت وجود معلولى ، تبيينى ارائه شده است كه مىتوان گفت با پذيرش آن ، وحدت حقيقى ايجاد و وجود ، ادّعايى كاملًا توجيه‌پذير به نظر مىرسد ؛ زيرا در اين تبيين ، وجود معلول ، به اصطلاح عين الربط به علّت است . به اين معنا كه در اساس ، وجود معلول چيزى جز همين ارتباط به