تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦

ايرادات نظريهء اوّل

ايراد اوّل : اين ايراد كه از سوى محقّق اصفهانى مطرح شده است ، ادّعاى اوّل آخوند خراسانى را مورد مناقشه قرار مىدهد . براى توضيح اين ايراد ، نخست بايد نسبت ميان طبيعت و افراد آن ، از ديدگاه اصوليان و فيلسوفان مسلمان - كه محقّق اصفهانى خود از مفاخر اين دو علم است - تبيين شود . بيشتر فيلسوفان مسلمان و به تبع آنان اصوليان پذيرفته‌اند كه نسبت ميان طبيعت و افراد آن ، نسبت ميان آباء و أبناء است . در نقطهء مقابل اين ادّعا ، فردى كه ابن سينا از او به رَجُل همدانى ياد مىكند ، معتقد است كه نسبت ميان طبيعت و افراد ، نسبت ميان أب واحد به أبناء است . نسبت ميان آباء و ابناء را در ضمن مثالى ، مىتوان اين‌گونه توضيح داد كه در عالم خارج ، اشياى گوناگونى وجود دارند كه بر هر يك از آنها ، هم مفهوم « انسان » صادق است و هم مفهوم « وجود » . قائلان به اصالت وجود ، اين اشياى خارجى را ما بإزاى حقيقى مفهوم وجود و ما بإزاى مجازى مفهوم انسان مىدانند . به عكس ، طرف‌داران اصالت ماهيت ، اين اشياى خارجى را ما بإزاى مجازى مفهوم وجود و ما بإزاى حقيقى مفهوم انسان مىدانند . بنا بر اين ، در إزاى هر شىء خارجى كه انسان بر او صادق است ، يك ما بإزاى حقيقى ( بنا بر اصالت ماهيت ) و يا مجازى ( بنا بر اصالت وجود ) براى مفهوم انسان موجود است كه با تعدّد و تكّثر افراد خارجى ، اين ما بإزاءها كثرت يافته و متعدّد مىشوند . اين تعدد به گونه‌اى است كه اگر ما بإزايى را كه در ضمن اين فرد است ، از همهء عوارض و مشخّصات آن تجريد كنيم ، غير از ما بإزاى ديگرى است كه در ضمن فرد ديگر موجود است و براى تحقّق تغاير ميان يكى از ما بإزاءها با ديگرى ، نيازى به ضميمه كردن چيز ديگرى نيست ؛ هر چند براى اشاره به هر يك از آنها به ناچار بايد مفهوم ديگرى را به مفهوم انسان پيوست كرد .