تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
در اين نوشتار ، سعى شده است تا مباحثى مطرح شود كه صرفاً به تحليل حقيقت متعلّق شوق و اراده مىپردازد و تا جايى كه ممكن است از طرح مباحث اختصاصىِ متعلّق امر پرهيز شده است ؛ چراكه پيگيرى آن مستلزم طرح مباحث ديگرى مانند بحث از حقيقت امر است كه خود ، مجالى بيش از اين مقاله مىطلبد . دانش‌مندان اصولى ، آراى متفاوتى را در مورد متعلّق شوق و اراده برگزيده‌اند ، در برخى موارد نيز با اين كه ديدگاه‌هايشان تفاوتى با هم ندارند ، ادلّهء ايشان متفاوت است . در اين نوشتار ، مجال طرح همهء اين نظريه‌ها وجود ندارد ، امّا سعى شده است تا نظريه‌هايى كه از جهت علمى ، اهميت بيشترى دارند ، مطرح شوند و در حدّ توان ناچيز نگارنده در بوتهء نقد قرار گيرند . با اين حال ، بايد اعتراف كرد در ميان آراى مطرح نشده نيز نظريه‌هاى مهمّى « 1 » وجود دارد كه شايد بيش از برخى نظريه‌هاى مطرح شده ، قابل دفاع به نظر آيد . بنا بر اين از نظر نگارنده ، نظريهء نهايى طرح شده در اين نوشتار ، تنها بر ديگر آراى مطرح شده برترى دارد نه بر همهء نظريه‌ها .

نظريهء اوّل : آخوند خراسانى

پيش از طرح اين نظريه كه متعلّق به آخوند خراسانى است ، توضيح مقدّمه‌اى ضرورى به نظر مىرسد . در عبارات اين دانش‌مند اصولى هيچ سخنى از اراده و شوق نيامده است و بحث تنها به تعيين متعلّق طلب اختصاص يافته است . امّا شايان توجّه است كه در ديدگاه ايشان ميان طلب و اراده ، نه در مفهومشان و نه در واقعيت خارجى آن دو ، هيچ مغايرتى وجود ندارد ، بلكه ايشان در كتاب خود اين ديدگاه را به بيشتر عالمان شيعى و همهء معتزليان نسبت داده است . « 2 »
هامش
( 1 ) . از جملهء اين نظريه‌ها مىتوان به نظريهء آية اللَّه محمّد مؤمن در تسديد الأصول و نظريهء مرحوم آية اللَّه سيّدمحمّد روحانى در منتقى الأصول ، اشاره كرد . ( 2 ) . كفاية الأصول ، ص 65 .