پرسش پيشين از آنان و يا در پاسخ پرسش از آنان و نيز بين اين افراد و افراد ديگر فرقى نيست .
5 . آيهء « اذن » . متن آن چنين است : « وَمِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِىَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ وَرَحْمَةٌ لّلَّذِينَ ءَامَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ يُؤْذُونَ رَسُولَ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ » ؛ « 1 » « پارهاى از آنان كسانى هستند كه پيامبر را آزار مىدهند و مىگويند او زودباور است ، بگو : گوش دادن براى شما خير است ، به خدا ايمان دارد و مؤمنان را باور مىكند ، و براى كسانى از شما كه ايمان آوردهاند رحمتى است . و براى كسانى كه پيامبر خدا را آزار مىرسانند ، عذابى دردناك است » .
استدلال به اين آيه اينگونه است كه خداوند پيامبرش را به خاطر آن كه مؤمنان را قبول دارد ستايش مىكند . مرحوم صاحب كفايه مىگويد : « اولًا ستايش پيامبر به گوش دادن ، به معناى سرعت قطع پيدا كردن به سخن مؤمنان است ، نه آن كه سخن آنان را تعبّداً بپذيرد . ثانياً مقصود از تصديق مؤمنان ، ترتيب آثار مفيد و نازيانبار براى آنان است و نه آن كه همهء آثار را بر آن بار كند . در حالى كه در حجّيت خبر واحد در پى بار كردن همهء آثار خوب و بد هستيم » . وى سپس نمونهاى از اين روايتها را براى اين برداشت خود مىآورد .
از آن چه گذشت مىتوان به اين نتيجه دست يافت كه هيچ كدام از آيات مورد بحث ، دلالت بر حجّيت خبر واحد نمىكنند و در همهء آنها به شيوهء عقلا در اعتماد به گفتههايى كه موجب اعتماد و وثوق مىگردد ، رفتار شده است . و به تعبير دقيقتر ، بر اعتماد و وثوق ، ترتيب اثر داده شده است و نه بر اخبار مخبر . از اين روى ، هر چيزى كه به انسان اطمينان خاطر بدهد ، انسان به مفاد آن ترتيب اثر مىدهد و اگر چنين اطمينانى حاصل نشود ترتيب اثر داده نمىشود و در اين خصوص بين خبر واحد و غير آن هرگز تفاوتى نيست و خبر واحد به عنوان خبر واحد هيچ نقش و موضوعيتى ندارد .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 61 .