واجب نيست . و عدم فصل بين نيكويى امرى و وجوب آن ثابت نشده است ، تنها مطلبى كه هست اين كه از كسى اعتقاد به فصل نقل نشده است » .
در بارهء شيوهء دوم و سوم مىگويد : « فايدهء انذار در وجوب تعبّدى ، حذر منحصر نيست و آيه فقط وجوب نفر را مىرساند و در پى بيان هدف و نتيجهء تحذّر نيست . و احتمال دارد كه وجوب آن مشروط به افادهء علم كند » .
مرحوم صاحب كفايه ايراد ديگرى بر استدلال به اين آيه براى حجّيت خبر واحد نقل و آن را رد مىنمايد . اين ايراد ، بيانگر آن است كه راوى روايت ، تخويفكننده و انذاردهنده نيست ، بلكه صرفاً نقلكنندهء روايت است ؛ بنا بر اين از زير مجموعه مفاد آيه خارج است . وى در پاسخ به اين اشكال يادآور مىشود : « راويان صدر اسلام همچون ناقلان فتواى مجتهد به مردم نبودند ، بلكه به انذار و تخويف هم مىپرداختند . و اگر حجّيت خبر ، با تخويف ثابت شود ، بدون آن هم ثابت خواهد بود ؛ چون بين آن دو حالت قطعاً فرقى نيست » .
امّا نكته آن است كه پذيرش تخويفشوندگان ، به خاطر اعتماد به نقل آنان نبود ، بلكه به سبب امتناع و پذيرشى بود كه از طريق استدلال تخويفكنندگان بر ايشان حاصل مىشد .
3 . آيهء كتمان . در اين آيه مىخوانيم : « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَآ أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيّنتِ وَ الْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنهُ لِلنَّاسِ فِى الْكِتبِ أُوْللِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللعِنُونَ » ؛ « 1 » « همانا كسانى كه آن چه از بيّنات و هدايت را فرو فرستاديم پس از آن كه آنها را براى مردم در كتاب بيان داشتيم ، كتمان مىكنند ، آنان همانهايى هستند كه خدا نفرينشان مىكند و نفرينكنندگان نيز نفرينشان مىكنند » .
استدلال به اين آيه براى اثبات حجّيت خبر واحد به اين روش است كه چون آيه به
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 159 .