دليل سوم براى اثبات حجّيت خبر واحد را اجماع شمردهاند . و مرحوم صاحب كفايه دو تقرير از اجماع را نقل و هر دو را رد مىنمايد . و از آنجايى كه اجماع در اين خصوص از سستترين دلايل است ، نيازى به نقل تقريرها و رد آنها نيست و علاقهمندان مىتوانند آن را در متن كفايه مطالعه كنند .
چهارمين و مهمترين دليل براى اثبات حجّيت خبر واحد ، دلايل عقلى است .
مرحوم صاحب كفايه سه تقرير براى اين دليل آورده است :
تقرير نخست آن كه اجمالًا مىدانيم بخش زيادى از اخبارى كه در دست داريم از ائمّه عليهم السلام صادر شده است و اين مقدار براى اكثر بخشهاى فقه كافى است كه اگر اندازهء آن را كاملًا مىدانستيم علم اجمالى ما نسبت به ثبوت تكليف در بين روايتها و ديگر امارتها به علم تفصيلى تبديل مىگشت . لازمهء اين علم آن است كه ما طبق همهء روايتهاى مثبته عمل كنيم و در جايى كه در مسألهاى اصل مثبتى از قبيل استصحاب و اشتغال نبود ، عمل به اخبار نافى هم ايرادى نداشته باشد . مرحوم صاحب كفايه مىگويد : « اين استدلال نمىتواند حجّيت خبر واحد را درست كند ، به طورى كه بشود با آن تخصيص يا تقييد و يا ترجيحى در نظر گرفت .
در اين استدلال اين نكته نيز وجود دارد كه بر خلاف مدّعا ، آن قدر اخبار در دست نداريم كه بتواند مقدار اعظم فقه را پوشش دهد و نتيجهء آن انحلال علم اجمالى به تكليف به علم تفصيلى ، وجود همهء احكام در بين روايتها باشد . اولًا ائمّه عليهم السلام از چنين شرايطى برخوردار نبودند كه بتوانند همهء احكام مورد نياز جامعه را گفته باشند ؛ زيرا بسيارى از آنان در حصر و دست كم در كنترل قدرتهاى سياسى وقت بودند . و ثانياً تكاليف محدودهء پايانپذيرى ندارد ، بلكه همواره تكاليف جديد با توجّه به شرايط جديد به وجود مىآيد . و ثالثاً راويان مستقيم احاديث ، به آن فراوانى و نيز در آن سطح از آگاهى نبودند كه بتوانند هر آن چه مورد نياز جامعه است از معصومان عليهم السلام بپرسند . بنا بر اين ، ادّعاى وجود اخبار به مقدارى كه براى بخش معظم فقه بسنده باشد
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 331
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٣١