در ميان اخبار موجود چندان با واقعيت هماهنگى ندارد » .
تقرير دوم را از الوافيه فاضل تونى نقل مىكند كه خلاصهء آن اين است كه ما قطع به بقاى تكليف بخصوص در اصول ضرورى از قبيل نماز ، زكات و امثال آن ، تا روز قيامت داريم و اجزا ، شرايط و موانع اين احكام ، با خبر غير قطعى ثابت مىشود . اگر عمل به خبر واحد را كنار بگذاريم ، حقيقت اين نوع تكاليف از بين مىرود . بنا بر اين ، بايد خبر واحد را براى حفظ و تحقّق اين تكاليف حجّت بدانيم .
مرحوم صاحب كفايه نخست ايراد شيخ را بر اين استدلال نقل مىكند كه گوياى آن است كه علم اجمالى به اجزا و شرايط ، در بين همهء اخبار داريم و نه خصوص آن اخبار . و لازمهء آن ، يا احتياط است و يا عمل به هر چيزى كه به شرطيت و يا جزئيت چيزى در تكاليف ياد شده دلالت دارد .
ايراد دومى كه وى بر اين استدلال نقل مىكند اين است كه نهايت چيزى كه از اين استدلال اثبات مىشود ، عمل به اخبارى است كه جزئيت و يا شرطيت چيزى را اثبات مىكند ، ولى به اخبارى كه جزئيت و يا شرطيت را نفى مىكند نمىتوان عمل كرد .
مرحوم صاحب كفايه ايراد ديگرى را خود مطرح مىكند و آن اين است كه مقتضاى اين استدلال فقط احتياط در مورد اخبارى است كه جزئيت و يا شرطيت را در جايى كه حجّت معتبرى بر نفى آن دو وجود ندارد ، اثبات مىكنند ، ولى به اخبار آحاد حجّيت نمىبخشند .
او تقرير سوم را از مرحوم شيخ محمّد تقى اصفهانى نقل مىكند و مفاد آن اين است كه ما مىدانيم تا روز قيامت مكلّف به رجوع به كتاب و سنّت هستيم ، اگر بتوانيم به گونهاى كه موجب علم يا آن چه كه در حكم علم است به حكم داشته باشيم ، به آن دو رجوع مىكنيم و گرنه بايد به گونهاى به آن رجوع كنيم كه ظنّ به خروج از عهدهء تكليف برايمان ايجاد كند . و اگر قطع به صدور و يا اعتبار نداشتيم چارهاى جز تنزّل به ظنّ به صدور و يا اعتبار نخواهيم داشت . ايرادى كه بر اين استدلال وارد است اين
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 332
مساهمون: مهدى مهريزى وهادى ربانى
ص٣٣٢