لزوم تفحّص بايد استدلال كرد . اين كه آيه لزوم تفحّص در اخبار را توصيه مىكند گوياى آن است .
خبر ، امرى قابل توجّه است و مىتوان بر مضمون آن عمل كرد . امّا حجّيت و جواز عمل به مضمون ، پس از تحقيق و تفحّص و دستيابى به سلامت خبر است . يعنى اگر تحقيق و تفحّص در محدودهء توان انسان و رعايت قوانين تحقيق انجام گرفت ، مىتوان به مضمون آن عمل كرد و اين يعنى حجّيت خبر واحد كه مورد بحث است . و كسانى كه معتقد به حجّيت خبر واحد هستند ، به هيچ وجه به حجّيت آن به طور مطلق باور ندارند ، بلكه خبر موثوق به صدور را حجّت مىدانند . و وثوق ، همواره پس از تحقيق و تفحّص حاصل مىشود و نه با صرف شنيدن خبر فردى عادل و يا فاسق و يا مجهول .
2 . آيهء نفر كه خداوند متعال مىفرمايد : « وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُوا كَآفَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلّ فِرْقَةٍ مّنْهُمْ طَائِفَةٌ لّيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ وَ لِيُنذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » ؛ « 1 » « نبايد مؤمنان همگى حركت كنند . چرا از هر گروهى جمعى نمىروند تا در دين تفقّه كنند و هنگامى كه به سوى قومشان برگشتند آنان را هشدار دهند ، شايد آنان بر حذر باشند » .
مرحوم صاحب كفايه چند شيوهء استدلال به اين آيه را براى اثبات حجّيت خبر واحد نقل مىكند :
الف . « لعلّ » در اين آيه چون در بارهء خداوند به كار رفته است ، به معناى اميد و آرزو نيست ؛ چون براى ساحت خداوندى كاربرد ندارد . بلكه به معناى محبوبيت است و نتيجهء آن اين است كه « حذر » واجب مىشود ؛ زيرا شرعاً بين محبوبيت يك كار نزد خداوند و وجوب آن تفاوتى و فاصلهاى نيست و عقلًا با وجود مقتضى ، وجوب آن واجب مىگردد و بدون مقتضى ، وجوب آن نيكو نيست و بلكه غير ممكن است .
اگر « حذر » را به خاطر آن كه « لعلّ » در بارهء خداوند به كار رفته محبوب بشماريم و
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيهء 122 .