تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
( طبق تقريرات بعضى از بزرگان ) كه ثواب و عقاب متوقّف بر خطاب نيست ، بلكه متوقّف بر ارادهء ناشى از رضا و يا كراهت ناشى از غضب است كه رضا خود ناشى از حسن ، و غضب ناشى از قبح است ، اگرچه از حيث منع ترتّب ثواب و عقاب بر خطاب ، كلام بسيار متينى است ، لكن از حيث قول به اين كه حسن و قبح مستلزم رضا و غضب و آنها هم مستلزم اراده و كراهتند ، محلّ تأمل و اشكال است . چه ، ديديم كه حسن و قبح مستلزم اراده و كراهت نيست ، چون صرف حسن و قبح ، داعى بر شيئى نمىشود و اراده و كراهت هم بدون داعى وجود نمىيابد . و اگر مولا مدح و ذمّى بر صدور فعل حسن يا قبيح دارد ، از حيث عاقليت است نه از حيث مولويت و شارعيت . و تا زمانى كه مدح و ذم از حيث مولويت نباشد ، كشف از اراده و كراهت يا موافقت و مخالفت آن نمىكند . و سرّ اين همه را نيز دانستى كه هر حسنى موافق با غرض و هر قبيحى هم مخالف با آن نيست . و بدون اين مخالفت و موافقت ، هيچ گاه شى ء « مراد » و يا « مكروه » نخواهد شد . و حتى ديديم كه هر موافق غرضى مورد ارادهء فعلى نيست ؛ مثل مورد تزاحم واجب مهم با واجب اهم . پس نيك فهم كن و از خلط و اشتباه بپرهيز ! از آن چه بيان شد ، موارد انفكاك حكم عقل به حسن و قبح ، از حكم شرع معلوم مىشود كه از دو حال خارج نيست . يا از مواردى است كه عقل حكم استقلالى دارد به لزوم انفكاك ؛ يا به خاطر عدم قابليت محل براى حكم مولوى و يا از جهت مانع ، مثل مورد مزاحمت با واجب اهم . و يا از مواردى است كه عقل حكم مستقل به انفكاك ندارد ؛ هم‌چون افعال كودكان مميز ( بنا بر يك نظر ) و بسيارى از افعال مردم در صدر اسلام . و امّا در مورد پرسش دوم ( مقام دوم ) ، حقّ آن است كه مطابقت بين حكم عقل و حكم شرع لزومى ندارد ؛ يعنى لازم نيست كه شرع نسبت به آن چه مصلحت يا مفسده مُلزَمهء عقلى دارد ، الزامى داشته باشد ؛ بلكه مىتواند نسبت به اوّلى امر استحبابى و نسبت به دومى نهى تنزيهى بنمايد . زيرا ممكن است در خطاب ايجابى و يا تحريمى نسبت به آنها مصلحتى وجود نداشته باشد ؛ هم‌چون تكاليف كودك مميّز ( بنا بر آن كه
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 306 | مهدى مهريزى وهادى ربانى