تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
اشكال : اين امر در مورد عقلا واضح است ، و امّا در مورد خالق - تعالى شأنه - مشكل ؛ زيرا اراده و كراهت در مورد خداوند جز علم او به مصلحت و مفسدهء فعل نيست و حسن و قبح هم جز به مصلحت و مفسده تقوّم ندارد . جواب : اگرچه در مورد خداوند متعال ، اراده ، هم‌چون صفات ديگر ، با علم وجوداً و مصداقاً متّحد است ، لكن مجرّد علم به مصلحت ، همان گونه كه در فوائد سابق ديديم ، نمىتواند ارادهء تكوينيه‌اى باشد كه سبب تحقّق مراد در خارج است . و شاهد آن همان كلام خداى تعالى است كه : « إذا أرادَ شَيْئاً أنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ » . « 1 » به همين ترتيب ، علم به مصلحت نمىتواند ارادهء تشريعيه‌اى باشد كه موجب تحريك مكلّفين به سوى مراد است . چون مانعى ندارد كه در مورد علم خداوند به مصلحت ، با مانع عقلى از بعث و زجر ، روبه رو شود ؛ مثل موارد مزاحمت مصلحت ملزمه با مصلحتى اهم . چه ، در اين صورت ، بعث به غير اهم يا بعث به هر دو ، قبيح است ، با وجودى كه فعل مهم هم‌چون موارد غير مزاحم ، بر مصلحت خويش باقى است . يا مثل مواردى كه در آن مكلّفين استعداد براى تكليف ندارند ؛ هم‌چون صدر اسلام كه ممكن بود تكليف آنان به همهء احكام موجب نفرت از اصل اسلام گردد . و يا مثل مواردى كه در فعل مصلحت وجود دارد ، ولى به دلايلى كه بر ما مخفى است ، و معرفت آن هم لزومى ندارد ، تكليف وجود ندارد . هم‌چون كودكى كه به حدّ بلوغ نرسيده ، و لكن داراى قريحه‌اى لطيف و ذكاوتى نيكوست . چه ، با وجود اين كه افعال چنين كودكى
هامش
( 1 ) . سورهء يونس ، آيهء 82 .