علاوه ، جز آن نسخهء مصحّح ، بنا به آن چه در فهرست نسخ خطى كتابخانهء آستانهء مقدّسهء قم آمده ، « 1 » نسخهء اصل فوائد ، يعنى نسخهء آخوند ، در كتابخانهء آستانهء مقدّسهء قم موجود است كه مصحّح ، نه به آن رجوع كردهاند و نه از آن خبر داشتهاند ! كه با وجود آن نسخه ، تقريباً مقابله با نسخ ديگر و ضبط اختلافات آنها ، كارى است تقريباً لغو ؛ و از سوى ديگر ، تصحيح ، ناقص و بى ارزش مىشود .
از اين اشكال مهم هم كه بگذريم ، اگر مصحّح محترم زير نظر استادى متخصّص به اين امر همّت گماشته بود ، باز هم امكان داشت بسيارى اغلاط را قياساً تصحيح كند ، ولى افسوس كه نه چنين كردهاند و نه چنانكه شواهدش را خواهيم آورد ، از عهدهء فهم دقيق و تصحيح كتاب برآمدهاند .
چنانكه پيشتر اشاره شد ، گزيدهگويى و فشردهنويسى و عبارتهاى دقيق و ظريف ، يكى از ويژگىهاى نثر آخوند است . چه بسا با كم و زياد شدن يك كلمه و حتى يك حرف ، يا تغيير و تبديل آن ، مفهوم سخن از زمين تا آسمان تفاوت پيدا مىكند و دگرگون مىشود . از اين رو ، بايد استادى كه به خوبى قادر به تدريس كفايه و مكاسب باشد ، بدان پردازد ، يا زير نظر و اشراف چنان استادى ، سامان يابد كه متأسّفانه در ما نحن فيه چنين نيست .
البته ناگفته نماند كه اصل اين كار و در انديشهء تصحيح متون بودن ، خود نشانهء روشنبينى و دلسوزى مصحّح محترم است كه بايد آن را ارج گذارد . در قبال آنان كه با اين كه كارى از دستشان مىآيد « أصالة التنبلى » را پيشهء خود ساخته و خويشتن را از همه چيز فارغ مىدانند ! مصحّح فوائد شايد به دليل اين كه تجربيات زيادى در اين باب نداشته اند ، دچار اين اغلاط شدهاند ، و البته كيست كه اوّلين كارش ، پيراسته از هر عيب باشد ؟ و كدام نويسنده است كه اوّلين نوشته و كتابش ، خالى از هرگونه غلط از آب درآيد ؟
پس بايد نوشت و نقد كرد ، تا كارها رفته رفته تكميل شود و نقائص رخت بربندد .
هامش
( 1 ) . فهرست نسخ خطى كتابخانهء آستانهء مقدّسهء قم ، ص 108 .