ملاحظه مىفرماييد كه خود مصحّح و ناشر چاپ 1315 ، به وجود اغلاط فراوان در آن معترف است . و در چاپ و استنساخ بعدى ، بسيارى از آنها را اصلاح كرده ، ولى از لحاظ تصحيح ، هرگز به پايهء چاپ 1318 كه خود آخوند آن را تأييد كرده نمىرسد و باز هم اغلاط زيادى در آن ديده مىشود .
متأسّفانه ، چند سال پيش در قم ، يكى از ناشران ! نسخهء چاپ 1315 ق ، را كه مملو از غلط است ، افست و منتشر كرد ، كه يقيناً روح آخوند ، از اين كار و اين كه نسخهء مغلوط كتابش - با آن كه پس از آن به سفارش و تلاش خودش تصحيح شده - منتشر شود منزجر و متنفّر است . « 1 » تأسّف بيشتر اين كه نسخهء اساس و مورد اعتماد و مقابلهء مصحّح فوائد ، جناب آقاى سيّد مهدى شمس الدين - دام تأييده - نيز ، همان چاپ مغلوط 1315 بوده است . « 2 »
البته جز آن ، كتاب را با استفاده از دو نسخهء خطى ديگر ، يكى متعلّق به كتابخانهء مسجد اعظم با رمز « ع » و ديگرى متعلّق به كتابخانهء آية اللَّه مرعشى نجفى ، با رمز « ن » تصحيح كردهاند .
از سراسر اين تصحيح ، نشانههاى شتاب و ندانم كارى مىبارد . نمونهء بارزش ، همين كه اشاره شد ، يعنى شرط اوّل تصحيح متون كه يافتن نسخههاى ارزنده است ، ناديده انگاشته شده و اين همه غلط و اشتباه به بار آمده است .
هامش
( 1 ) . يكى از فاجعههاى فرهنگى كشور ما ، وجود ناشران ندانم كار ، يا ديمى كار است كه فقط در حال و هواىدرهم و دينارند و لا غير . تنها در اين انديشه اند كه چيزى به سوى جيب مبارك ، روانه گردد و ديگر هيچ ! اين ناشر محترم ، كارهاى ديگرى از اين قبيل ، كه نامى جز تباهى نمىتوان بر آن نهاد ، انجام داده است ، مانند : تجديد چاپ كتاب سراج المبتدئين در اين اواخر ؛ و كم له من نظير ! افسوس كه در اين اوضاع و احوال وانفساى كاغذ و وسايل و مواد اوّليه چاپ ، و اوضاع اقتصادى كشور ، اين همه نيرو و مواد اوّليّهء ارزنده ، تباه و فداى مصالح متوهم چند روزه چند ناشر بىاطلاع و كج سليقه و سودجو مىشود .
( 2 ) . البته مصحّح محترم ، در مقدّمهء خود ( ص 8 ) متذكّر شده كه فوائد را بر اساس نسخهء چاپ 1319 تصحيح كرده است ، ولى مقابله چند صفحهء آن نشان مىدهد كه با چاپ 1315 مقابله شده و نه 1319 ؛ گر چه اين دو تفاوت بسيار زيادى ندارند . بهترين و مصحّحترين نسخه ، همان چاپ 1318 است كه به تأييد مؤلّف رسيده است .