امكان انكشاف بيشتر هست . 159 رؤيت با چشم را هم پس از نقل روايات و توضيحاتى مردود مىشمارد . 160 به هر روى اختلاف غزّالى و فيض در اصل حقيقت رؤيت چندان زياد نيست چرا كه غزّالى رؤيت خداوند را بدين شرط حقّ و صحيح مىشمارد كه « ان لا يفهم من الرّؤية استكمال الخيال فى متخيّل متصوّر مخصوص بجهة و مكان » و اين را فيض هم مىپذيرد . 161 وى در كتاب قواعد العقايد نيز مىگويد همان گونه كه خداوند آدمى را بى مقابله مىبيند براى آدمى هم ديدن خداوند ، بىمقابله ميسّر است و هم چنان كه مىتوان خدا را بىصورت و كيفيّت شناخت مىتوان او را بىصورت و كيفيّت هم ديد . 162
در كتاب التوحيد و التوكّل غزّالى فاعليّت مطلقه بارى و مملوكيت و عدميّت تامّه آدمى را در برابر چشمان دل مجسّم و مصوّر مىكند و چون مىداند و مىبيند كه سخنش بوى جبر مىدهد و معناى طاعت و معصيت و ثواب و عقاب را تيره مىكند به دفع شبههء جبر و تبيين معناى اختيار مىكوشد . افعال را بر سه دسته مىكند : طبيعى ، ارادى و اختيارى . شكافته شدن آب بر اثر سقوط آدمى در آن ، فعلى است طبيعى . و تنفّس فعلى است ارادى . و نوشتن فعلى است اختيارى .
غزّالى مىگويد : اين هر سه از نظر اضطرارى و جبرى بودن يكسانند گر چه از جهات ديگر تفاوت دارند ، جبرى بودن فعل طبيعى آشكار است . تنفّس هم همانطور است چون پس از ارادهء تنفس ، حركت حنجره ناچار واقع مىشود . اراده هم به اختيار آدمى نيست چرا كه فىالمثل اگر بخواهند در چشم كسى سوزنى فرو برند وى بىاختيار ( و با اراده ) چشم خود را مىبندد و نمىتواند آن را گشاده نگه دارد .
امّا نوشتن هم كه فعل اختيارى محسوب مىشود و مىگويند تعريفش اين است كه « اگر آدمى بخواهد ، مىكند و اگر نخواهد نمىكند » ، هيچ فرقى با آن دو فعل ياد شده ندارد چرا كه در اينجا هم اراده تابع علم است . آن چه را آدمى به قطع مىداند ، بىچون و چرا آن را اراده مىكند ، همچون بستن چشم در برابر زخم سوزن . و آنچه
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 517
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٥١٧