تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
مخوف بودن خداوند را به تو مىفهماند . . . و حاصل آن اين است كه اگر تو از درنده‌اى مىترسى نه براى آن است كه پيشتر گناهى و جنايتى كرده‌اى بلكه به سبب هيبت و خشونت و سطوت و كبر اوست . بلكه براى آن است كه وى بىپروا هر چه مىخواهد مىكند . اگر تو را بكشد نه از قتل تو رنج مىبرد و نه دلش بر تو مىسوزد و اگر تو را رها كند نه از آن روست كه بقاى تو را مىخواهد و بر تو شفقت مىكند بلكه براى آن است كه زنده و مرده تو نزد او پست‌تر از آن است كه بدان اعتنا و التفات كند . بلكه كشتن هزار كس مثل تو با كشتن يك مورچه نزد او برابر است . . . 158 آن روايت چندان طبع ناپسند است كه زين‌الدّين عراقى در المغنى عن حمل الاسفار فى الاسفار فى تخريج ما فى الاحياء من الاخبار مىنويسد : « اصلى بر آن خبر نيافتم و شايد غزّالى هم مىخواهد بگويد كه آن از اسرائيليّات است چرا كه در بيشتر جاها وقتى مىگويد : در خبر است منظورش اخبار اسرائيلى است . » فيض هم عبارات و خبر ياد شده را در المحجّة البيضاء نياورده است . و به واقع هم نياوردنى است . همچنين است سخن غزّالى در باب رؤيت خداوند در كتاب المحبّه و الشوق و الرضا و الانس . وى اگر چه محلّ رؤيت را مهم نمىشمارد و شايستهء خردمند مىداند كه دانهء معنا را بخورد و از پيمانه نپرسد امّا مىگويد اهل سنت و جماعت از ظواهر شرع به دست آورده‌اند كه خداوند را با چشم مىتوان ديد تا اطلاق لفظ رؤيت بر آن صادق آيد . ولى حقيقت آن غايت انكشاف است و هر جا حاصل شود ، عين رؤيت است ، با چشم باشد يا غير آن ، و سنّت خداوند آن است كه آدمى تا در اين دنياست خدا را نبيند و آيهء
« لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ »
به همين معناست . فيض بيان كوتاهى مىآورد كه رؤيت خداوند به هر معنا كه در آخرت جايز است در اينجا هم جايز است و هر چه اينجا ميسّر نيست آنجا هم ميسّر نخواهد بود اگر چه در آخرت