تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
قواعد العقايد را مىنگارد و در آن عقايد « حقّه » اهل سنت را در باب خدا و حيات و قدرت و علم و اراده و سمع و بصر و كلام و افعال وى و نيز نبوت نبى و حيات اخروى و سؤال منكر و نكير و عذاب قبر و ميزان و جزا و بهشت و جهنم و سپس اوصياى پيامبر ، به اختصار تمام مىآورد و از آموزگاران مىخواهد كه همين اعتقادات ساده را به نوآموزان تعليم كنند كه در شهرهاى كم بدعت و « بىمسأله » همين قدر كافى است . ولى اگر بدعت رواج دارد و بيمناكند كه مبادا خار ضلالت چشم ايمان جوانان را بخلد ، به كتاب الرسالة القدسية روى كنند كه در فصل سوم همين كتاب قواعد العقايد آن را آورده است . از آن هم بيشتر اگر مىطلبند از كتاب الاقتصاد فى الاعتقاد بجويند كه استدلالىتر و گسترده‌تر است . بيش از اين روى كردن به ادلّه و احتجاجات روا نيست و اگر اين كتب درد كسى را دوا نكرد ، آموزگار بايد بداند كه بيمارى مزمن شده است و خون و استخوان بيمار را گرفته است . بايد به نرمى و لطف با وى رفتار كنند و منتظر قضاى الهى بنشينند . زنهار زنهار ، به عقايد پيشه‌وران و كارگران دست نزنند و آنان را به حال خود رها كنند كه كلام آموختن بديشان ، زيان محض و بلاى صرف است و گاه در دلشان شكّى مىافكند كه به هيچ حيله زدودنى نيست . 148 سود علم كلام همين يك چيز است كه عقايد « حقّه » ياد شده را با انواع مجادلات ، حراست كند و عوام را از راهزنى بدعتگزاران پاس دارد . چرا كه اگر « فاسدى با فاسدى درآويزد آن را بر زمين مىزند » از اين علم انتظار كشف حقيقت نبايد داشت چرا كه علم كلام كشف حقيقت نمىكند كه هيچ بلكه بيشتر ، سلامت خرد را باز مىستاند و راه را به غلط باز مىنمايد . 149 امّا زيان‌هاى علم كلام يكى آن است كه آتش ترديد در خرمن يقين مىزند و بر آتش شبهات مىدمد و آدميان را از امن و ايمان نخستين خويش به در مىآورد و ضرر ديگر آن است كه بدعتگزاران را در بدعت خويش راسختر و حريصتر مىسازد