احتجاج خويش غرّه نشوند ، و در راهى كه پاى خرد لنگ و عصاى دانش شكسته است ، بىراهبر و ديدهبان نروند و اقتداى به بزرگان و صحابيان و اتباع سنتّ را در همه حال مقدّم دارند كه « سلامت در اتّباع است . » 144 و اين نصيحت را از كسى بپذيرند كه خود ، كلام را آزموده و زيرورو كرده و به بالاترين درجه متكلمين رسيده ، و در علوم ديگر هم كه هم نوع علم كلام است ، غور و تعمق بسزا كرده ، و نهايتاً به درستى و يقين دريافته است كه : رسيدن به معرفت حقايق از اين راه ممكن نيست :
« انّ الطريق الى حقايق المعرفة من هذا الوجه مسدود » . 145
سخنانى كه غزّالى در كتاب الخوف و الرجاء در « معنى سوءالخاتمه » آورده ، آشكار مىكند كه وى عظيم بيمناك بوده است كه مبادا قيل و قالها و شبهات و وساوس ايام متكلّم بودنش ، هنگام مرگ گريبانش را بگيرد و او را گرفتار سوء عاقبت كند و بىايمان از دنيا برود . وى زهد و صلاح را هم چارهء اين آفت نمىبيند و بىخبران از كلام نياموختگان و « ابلهان » را كه گوش به اقاويل متكلّمان ندادهاند و به ايمان راسخ و مجملى بسنده كردهاند مصون از اين خطر مىداند و مىگويد پيامبر كه فرمود « بيشتر اهل بهشت ابلهاناند » براى همين بود و گذشتگان صالح كه مردم را از بحث و نظر و تعمقهاى كلامى نهى مىكردند دليلى جز اين نداشت و آنگاه دليرانه و به تأكيد مىگويد :
بدان كه ، هر كس ايمان ساده به خدا و رسول و مكتب الهى را ترك گويد و در بحثهاى كلامى غوطهور شود ، با چنان خطرى روبروست و چون كشتى شكستهاى است كه امواج متلاطم او را به بازى گرفتهاند .
نادراً ممكن است به ساحل افتد امّا خطر هلاك براى او بسى بيشتر از نجات است . و هر كس عقيدهء خود را تقليداً يا استدلالًا از باحثان و متكلّمان بگيرد كه به بضاعت مزجات عقل خويش تكيه كردهاند ، از دو حال خارج نيست يا هنوز اسير شك است كه ايمانش ويران است يا به آن
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 509
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٥٠٩