عالمانه و سوختهدلانه غزّالى در علم كلام ، اعتراضى نمىآورد و به تبع وى ، برآشوبيدن عقايد عوام و فرو غلتيدن در غوامض صفات بارى و مباحث كلامى اكوان و اعتمادات را ضلالت و شر محض مىداند . امّا رأى وى را در باب فلسفه و فوائد آن صائب نمىشمارد و به اصلاح كلام غزّالى همت مىگمارد . نام كلام و فلسفه در فهرست علوم محمود و مذموم احياء علومالدّين نيامده است . غزّالى كه مىداند غيبت اين علوم از آن فهرست ، شيفتگان و حاملان آن دو معرفت فربه و نامبردار را آزرده و معترض خواهد كرد ، خود به دفع آن اعتراض مقدر دست مىگشايد ، كه بلى سرّ نياوردن نام فلسفه در ميان علوم اين است كه فلسفه براى خود علم مستقلى نيست و مؤلّف از چهار جزء است : اوّل ، حساب و هندسه كه مباحاند . دوم ، منطق كه خود از آن علم كلام است . سوم ، الهيات كه آن هم از علم كلام است و فلاسفه در اينجا علم تازهاى بنا ننهادهاند و اگر كارى كردهاند پديد آوردن نحلههاى گوناگون است كه بعضشان بدعت و بعضشان كفر است و چهارم طبيعيات : كه پارهاى از آن مخالف شرع است و لذا جهل است و علم نيست تا در شمار علوم درآيد و پارهاى از آن بحث از صفات و تحولات اجسام است كه به طب مىماند با اين تفاوت كه آدمى به طب محتاج است امّا به طبيعيات فيلسوفان محتاج نيست . 140 فيض اين رأى را نمىپسندد و مىگويد كه غزّالى ، هم در تعيين اجزاى فلسفه و هم در بيان وصف آنها خطا كرده است . فلسفه علمى است شريف و جامع جميع علوم عقلى حقيقى ، كه گذشت زمان و رفت و آمد اديان آنها را ديگرگون نخواهد كرد و بسيارى از علوم و معارف كه غزّالى از آن علم مكاشفه دانسته است ، از قبيل معرفت به معناى حقيقى وحى و نبوّت و ملكوت آسمانها و زمين و معرفت حقيقى به ذات بارى و صفات و افعال و حكمت وى ، به حقيقت در فلسفه جاى مىگيرند . همچنين است علم هيأت و تشريح و طب و نجوم و خطابه و شعر و حتى علم شرايع ( دينشناسى ) به نحو كلى و بسيارى از علوم دينى و اخروى ديگر ، كه
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 505
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٥٠٥