كه كشفش به تدبير و استنباط و حيلههاى دقيق محتاج باشد ، جزو امور موهوم النفعاند و توسل جستن به آنها نافى توكل است . لكن مداوا هميشه و به نحو مطلق افضل از ترك مداوا نيست و گاهى هست كه صالحان ترك معالجه مىكنند و اين گرچه همه جا مقبول نيست ، همه جا هم مردود نيست . ترك معالجه اسرار و اسبابى از اين جنس دارد : گاه هست كه شخص بيمار اهل مكاشفه است و مىداند كه بدان بيمارى خواهد مرد ، و گاه هست كه بيمار چنان در خوف از سوء عاقبت غوطهور است كه درد فراموشش مىشود و از دارو كردن غافل مىماند و گاه هست كه بيمارى مزمن است و دارو هم موهومالنفع است و گاه هست كه بيمار ، مداوا را ترك مىكند تا خداوند او را به خاطر صبر نيكويش بر بيمارى پاداش دهد و گاه هست كه بيمار از گناهان گذشتهاش بيمناك است و مىخواهد آن بيمارى موجب زدودن گناهان شود و گاه هست كه بيمار خود را مىشناسد و مىداند كه تندرستى طولانى موجب سركشى و غفلت و آرزوهاى بلند در او مىگردد و مىخواهد بادوام اين بيمارى بر آن بيمارىهاى محتمل روحى لجام بزند . و از صالحان پيشين منقول است كه اگر در طول سال به نقصانى مالى يا جسمى مبتلا نمىشدند هراسناك مىگشتند و مىگفتند نمىشود كه مؤمن در طول چهل روز به ترسى يا بلايى گرفتار نيايد . عمّار ياسر همسرى گزيد و ديد كه هيچ بيمار نمىشود . او را طلاق داد . زنى را نزد پيامبر وصف كردند و او بر آن شد كه باوى ازدواج كند . گفتند اين زن تاكنون مريض نشده است . پيامبر فرمود : ديگر او را نمىخواهم . در جميع موارد ياد شده ترك مداوا جايز و البتّه موافق با توكل است . 138
فيض بسيارى از اين سخنان را نپسنديده و نياورده است و با تعبير « لاطائل تحته » از آنها درگذشته است و به آوردن بيان غزّالى در باب جواز مداوا و عدم جواز داغ كردن و رقيه گرفتن و امثال آنها بسنده كرده است .
سخنى كه مىتوان در اينجا افزود ، اين است كه حكم به موهومالنفع بودن دارويى ، هميشگى نيست و به علم زمان بستگى دارد . غزّالى مىگويد : سير خوردن
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 503
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٥٠٣