تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 502

مساهمون:

ص٥٠٢
متوكلان هنگام خروج از خانه مىتوانند در را قفل كنند امّا در اين كار نبايد زياده‌روى كنند و قفلهاى بسيار بر در بزنند ، يا به همسايگان بسپارند كه از خانه‌هاشان نگهبانى كنند . و نيز مىبايد در خانه چيزى را باقى نگذارند كه دزدان را به دزدى ترغيب كند و سوم اين كه هنگام خروج ، رضايت كامل به آمدن دزد داشته باشند و سارق را در هر چه برمىدارد بحلّ كنند ، يا مال مسروقه را انفاق شده در راه خدا بشمارند يا در صورت فقير بودن دزد ، مال را بر وى صدقه كنند ( و اگر شرط فقر نكنند بهتر است ) بدين نيت و آرزو كه آن مال ، هم مانع معصيت دزد شود و هم فديه مال مسلمان ديگرى گردد و دزد از يك سو مال حلال بخورد و گناهى نكند و از سوى ديگر اى بسا كه با همان مال مستغنى شود و ديگر گرد دزدى نگردد و به مال مسلمان ديگرى دستبرد نزند ( شفقت بر خلق را مىبينيد ؟ اين از درخشانترين چهره‌هاى اخلاق صوفيان است كه حتى غايبانه مىكوشند تا عاصيان را از معصيت بپيرايند و عمل زشتشان را مقدمهء محصولى نيكو سازند و سيّئات را بدل به حسنات كنند .
شنيدم كه مردان راه خدا * دل دشمنان را نكردند تنگ . . . ) .
گلستان سعدى و چهارم اين كه اگر مالشان را به واقع دزديدند ، محزون كه هيچ ، بلكه فرحناك شوند و بگويند لا جرم خيرى در اين سلب نعمت بوده است و اگر آن را به راه خدا انفاق كرده‌اند ديگر به طلبش برنخيزند و اگر انفاق نكرده‌اند ، چندان در جستن آن مبالغه نكنند ؛ و پنجم اين كه دست كم سارق را نفرين نكنند كه اگر چنين كنند موجب بطلان توكلشان خواهد شد و ششم اين كه بر حال دزد اندوهناك شوند كه چرا خود را مشمول و مستحقّ خشم و شكنجه خداوند كرده است و خدا را سپاس بگزارند كه مظلومند نه ظالم و اگر نقصانى رخ داده در دنيايشان بوده نه در دينشان . مردى به نزد عالمى از راهزنى شكايت برد . عالم گفت : اندوه تو بر بودن چنان راهزنى در ميان مسلمين بايد بيش از اندوهت بر فقدان مالت باشد كه اگر چنين نباشى خيرخواه مسلمين نيستى . 137 امّا مداواى امراض . تكيه بر داروها و شيوه‌هاى مقطوع و مظنون‌الاثر جايز و بل واجب است و مداوا با توكل به هيچ روى معاوضه ندارد و سيرهء پيامبران بر آن بوده است . امّا كارهايى چون داغ كردن و رقيه گرفتن و فال زدن و هر گونه دارو يا روشى
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 502 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى