تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
مىكنند بپذيرند تا هم انفاق گران پاداش يابند و هم سالكان طريق باطن به تمام دل روى به خدا داشته باشند . 134 آيا اين سخنان نبايد فيض را چنان بيازارد كه كلمه‌اى از آنها را نياورد و آنها را « ترّهات بى فايده » بخواند و بنويسد « و لمّا لم يكن فى ذكر امثال هذه الترّهات و التعرض لها فائده طويناها و ضربنا عنها صفحاً » . 135 سخنان غزّالى در باب دفع ضرر و برگرفتن سلاح و بستن در خانه و دكان و درمان كردن بيمارى ، و منافات اين اعمال با توكل نيز شنيدنى است . سؤال اين است : آيا سلاح برگرفتن ، از زير ديوار شكسته به درآمدن ، در بيابان پردرنده نخوابيدن ، از مار و كژدم گريختن و شتر را زانو بستن با توكل سازگار است ؟ پاسخ غزّالى اين است كه بلى تكيه بر اسباب مقطوع و مظنون‌التأثير رواست . جز اين كه بر آزار آدميان صبر كردن و به دفعشان نكوشيدن روا و گاه بهتر است . امّا آزار مار و كژدم را تحمل كردن چه حسن و هنرى دارد ؟ همچنين است پوستين در سرما و زره در جنگ پوشيدن و امر خداوند در نماز خوف كه
« وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ »
و فرمان عام او كه
« أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ »
136 و توصيهء رسول گرامى به آن اعرابى كه شتر خود را رها كرده بود كه « اعقلها و توكل » ، همه گواهند كه اين اعمال با توكل سازگارند . امّا بستن در و قفل زدن بر آن . بالاتر از همه چيز ، حال متوكل بايد چنان باشد كه چه مالى را از او بدزدند چه ندزدند تفاوتى در او نينگيزد و بداند كه تا خداوند مىپسنديده مال را در اختيار او نهاده ، و حال هم كه از او گرفته اگر نمىپسنديد آن را از او نمىگرفت .