وثوق به فضل خدا و رضايت به مرگ سر در بيابان مىنهند ، دوم كسانى كه در شهرها ، در مسجد يا در خانه خود مىنشينند و ترك كسب مىگويند . اينان مقامشان پايينتر است گر چه خود از متوكّلانند ، سوم كسانى كه از خانه بيرون مىروند و به كسب مشروع مىپردازند . اينان هم به شرط اين كه دلشان و اعتمادشان بر خدا نه بر كسب و درآمد معلوم باشد ، باز هم متوكل محسوب مىشوند . بخصوص اگر درآمد خود را بر همسر و فرزندان يا بر بينوايان انفاق كنند كه در آن صورت بر خانهنشينان فضيلت دارند . لكن صوفيى كه در خانقاهى موقوفهدار مىنشيند ، كارش از توكل به دور است چون مىداند كه دست و شكمش تهى نخواهد ماند مگر اين كه حال و علم خود را با توكّل دمساز گرداند . 124
غزّالى آن گاه مىپرسد از خانه نشستن و به كسب رفتن كدام بهتر است ؟ و پاسخ مىدهد اگر با ترك كسب ، به فكر و ذكر و عبادت مىرسد و دلش در هواى رزق يا چشمش به دست مردم نيست ، خانه نشستن اولى است . و الّا نه . چون چشم به دست ديگران داشتن خطر مهلك است و ابراهيم خواص گفت : در يكى از سفرهايم خضر را ديدم و او به مصاحبت با من راضى شد امّا من از ترس اين كه دلم بر او تكيه كند و موجب نقصان توكّل من شود ، از او جدا شدم . 125
و فيض صريحاً پاسخ مىگويد كه در هر حال ، كاسبى افضل است چرا كه خداوند با داود ( ع ) عتاب كرد كه چرا از بيتالمال مىخورى ؟ و امام صادق فرمود :
اگر بتوانى بارى بر دوش مردم نباشى چنان كن : « ان استطعت أن لا تكون كلًا على الناس فافعل » . 126
غزّالى آن گاه درس حسن ظنّ مىآموزد كه وعدهء خداوند بر رزق رسانى را بايد استوار دانست و با خواندن و دانستن حكايات صالحان بر اين وثوق بايد افزود و دل محكم بايد داشت كه روزى بىگمان خواهد رسيد و وعيد شيطان به فقر و هلاك را بايد در پاى ماليد و حكايت عابدى را مىآورد كه در مسجدى اعتكاف كرده بود و رزق معلومى نداشت . امام مسجد چند بار به او گفت : اگر به كسب بپردازى بهتر است . عابد سه بار جواب او را نگفت و در نوبت چهارم گفت : در كنار مسجد مردى يهودى است كه تضمين كرده است روزى دو قرص نان به من بدهد . امام گفت : حال كه چنين است ، اعتكاف در مسجد برايت بهتر است . عابد در جواب گفت : تو هم با
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 496
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٩٦