تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
عايشه فرمود : اگر مىخواهى به من ملحق شوى با اغنيا منشين و تا جامه‌اى را وصله نزده‌اى دور ميفكن . و على ( ع ) فرمود : خداوند از پيشوايان امت پيمان گرفته است كه مانند بينواترين مردم زندگى كنند تا اغنيا بدانان اقتدا كنند و فقرا از فقر خود در رنج نباشند و پيامبر از تنعم نهى فرمود و گفت : خداوند بندگانى دارد كه اهل تنعم نيستند . در امر خانه هم ، زاهدانه‌ترين شيوه آن است كه هيچ خانهء خاصّى براى خود برنگيرد و در زواياى مساجد به سر ببرد و مرتبهء ميانى ، ساختن كوخى و كلبه‌اى از برگها و شاخه‌هاى نخل ( سعف و خصّ ) و امثال آن است و نازلترين مرتبه خريدن يا اجارهء حجره‌اى است . امّا سفيد كردن ديوار و بلند كردن سقف ، بيرون رفتن كامل از زهد است و در روايت است كه « هر خرجى كه آدمى در زمين بكند مأجور است مگر خرجى كه براى آب و گل مىكند . » امّا اثاث خانه ، زاهدانه‌ترين حال ، از آن عيسى ( ع ) است كه جز شانه‌اى و كوزه‌اى نداشت . در راه ديد كه كسى محاسن خود را با انگشتانش شانه مىكند شانه را به دور افكند ، و ديد كه ديگرى با كف دستانش آب مىخورد ، كوزه را هم رها كرد . حد ميانى داشتن اثاث و ظروفى است به قدر حاجت و ضرورت . آنجا هم بهتر است كه از يك آلت براى اغراض بسيار استفاده كند و آخرين درجهء مجاز آن است كه براى هر حاجت ، آلتى داشته باشد مشروط به آنكه از جنس نازل و پست باشد . كه اگر عدداً يا جنساً از اين حد فراتر رود ترك زهد خواهد شد . در انتخاب همسر نيز زاهد بايد بنگرد اگر كثرت زنان و اصلاحشان و نفقهء واجبه‌شان دل وى را مشغول نمىدارد ، معنا ندارد كه در كامجويى جنسى زهد بورزد و از زن گرفتن حذر كند چرا كه مايه بقاى نسل است . لكن چنين مرتبه‌اى جز براى انبيا حاصل نمىشود . لذا در صورت يقين به گرفتار آمدن به دام زن ، بايد از اصل زن نگيرد و اگر فقط از اين مىترسد كه كثرت يا جمال زنان وى را مشغول دارد ،
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 490 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى