و درجهء سوم ذخيره كردن براى مدّت يك سال است ، كه درجهء زاهدان ناتوان است .
كسى را كه از اين بيشتر ذخيره مىكند ديگر نمىتوان زاهد ناميد . در نوع غذا هم ، خوردن نان سبوس و يا نان جو و ذرّت مراتب اوّل و دوماند و نازلترين درجهء زهد ، خوردن نان گندم سبوسدار است كه اگر نان بىسبوس بخورد ، از آخرين ابواب زهد خارج خواهد شد و در زمرهء متنعّمان و كامجويان درخواهد آمد . خورش هم بهتر است نمك يا سركه و يا باقلا باشد و در درجهء دوم روغن و در درجهء سوم ( نازلترين درجه ) گوشت . آن هم يك يا دوبار در هفته و بيش از اين ، با زهد منافات خواهد داشت . آن گاه از قول مسيح ( ع ) بر مىآورد كه : هر كس طالب بهشت است ، خوردن نان جو و خوابيدن در مزبلهها در كنار سگان هم براى او زياد است .
امّا در پوشاك : آخرين درجهء مجاز آن است كه شخص علاوه بر پيراهن و كلاه و كفش ، شلوار و دستار هم داشته باشد و بيش از اين ، موجب خروج از زهد است . و شرط است كه هر گاه زاهد جامهء خود را مىشويد ، مجبور باشد كه عريان در خانه بنشيند و جامهء ديگر براى پوشيدن نداشته باشد . اگر دو پيراهن يا دو دستار يا دو شلوار داشته باشد ، از جميع الوان زهد بيرون خواهد رفت . از نظر جنس لباس هم ، پنبهء درشت و خشن ، بهترين جامهاى است كه مىتواند بپوشد و از آن بهتر مجاز نيست . كمتر از آن جامهء پشمين و كمتر از آن مسحى است . امّا از لحاظ دوام ، بالاترين حدّ مجاز ، جامهاى است كه يك سال دوام كند و زاهدانهترين آن است كه بيش از يك روز دوام نكند . حتّى پارهاى از صوفيان ، جامهء خود را با برگ درختان وصله مىزدند . به دنبال جامههاى بادوامتر از يك سال رفتن ، افتادن به دام آرزوهاى بلند است كه با زهد ناسازگار است ، و پيامبر فرمود : خداوند دوست مىدارد كسى را كه جامهء كهنه بپوشد ( متبذّل ) و مبالات پوشاك خود را نداشته باشد و وقتى بر فاطمه درآمد و ديد آسيا مىگرداند و جامهاى از كُرك شتر بر تن دارد گريست و گفت : اى فاطمه ، تلخى اين دنيا را به خاطر نعمت ابدى آن جهان نوش كن . و به
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 489
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٨٩