نيست . 115
رأى فيض و غزّالى در باب همسرگزينى مريد هم يكسان نيست . غزّالى بر آن است كه مريد در ابتداى امر ارادت و سلوك نمىبايد وقت و خاطر را به همسردارى و قيام به وظايف آن مشغول و مشوّش دارد و مبادا خود را با پيامبر قياس كند كه همسران فراوان داشت ، كه همسرگزينى او را اسرار و اسباب ديگر بود و اگر شهوت و رغبتش به نكاح زياد است آن را با گرسنگيهاى بلند و روزهء دائم بشكند و اگر باز هم به صبر قادر نيست و دست كم به نگاه حرام آلوده مىشود آن گاه بايد ازدواج كند . فيض مىنويسد : برعكس ، حاجت به نكاح در ابتدا بيش از انتهاست و سالك طريق معرفت ، سزاوار است ازدواجى كند كه او را مشغول و گرفتار نسازد مانند نكاح متعه . 116
و امّا در باب ميل جنسى ( شهوت فرج ) رأى فيض و غزّالى يكى است و هر دو برآنند كه بزرگترين اميال ، ميل به زن است و « زن نيمى از ارتش ابليس است . » غزّالى ( و به تبع وى فيض ) مىنويسد گاه بعضى ابلهان و گمراهان در ميل به زنان ، كارشان به عشق مىكشد و اين منتهاى جهل به هدف و غرض از آميزش است . حيوانات هم مىدانند كه در دفع شهوت با هر مادينهاى در آميزند كافى است ، امّا عاشقان از روى سفاهت گمان مىكنند كه جز يك نفر ( معشوق ) حاجتشان را روا نمىكند و از اين رو ذلّت و عبوديت پيشه مىكنند تا به آن يك نفر برسند و عقل مخدوم را خادم شهوت مىكنند . منبع عشق چيزى نيست جز شهوت مفرط « و هو مرض قلب لا همّ له » و عشق ، بيمارى قلب تهى و بى كار و بى همّت است . 117
موضع بزرگ خلاف ديگر ميان فيض و غزّالى ، نحوهء زهد ورزيدن در ضروريات و مهمّات زندگى است . غزّالى اهمّ اين ضروريّات را ، در شش ضرورى خلاصه مىكند : خوراك ، پوشاك ، خانه ، اثاث خانه ، همسر ، و مال . وى جاه را از آنها بيرون مىگذارد چون اگر مردم جاه و منصب مىطلبند براى آن است كه به آن مطلوبات ششگانه برسند . و آن گاه به شرح و استيفاء ، شيوهء زاهدانهء تمتّع از اين ضروريات را بيان مىدارد : در خوراك عاليترين درجهء زهد آن است كه آدمى فقط هنگام گرسنگى شديد و بيم از بيمارى به قدر سدّ جوع چيزى بخورد . چنين كسى از روز چيزى براى شب ذخيره نمىكند . درجهء دوم ، ذخيره كردن قوت به مدّت يك تا چهل روز است
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 488
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٨٨