پاداش آخرت ، به دنيا پشت كند . يعنى در اين دنيا از زنان و كنيزكان كام نگيرد تا حورالعين نصيبش شود و در باغها نگردد تا در بستان بهشت تفرّج كند و از خوراكهاى لذيذ پرهيز كند تا از ميوههاى بهشتى بخورد و به او نگويند كه
« أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا :
شما تمتع خود را در دنيا برديد و چيزى براى آن جهان باقى ننهاديد » . 107
نيز در بيان طريق رياضت براى شكستن شهوت شكمخوارگى ، غزّالى چهار وظيفه را متوجّه سالك مىداند : اوّل حلالخوارى ، دوم به اندازه خوردن ، سوم تعيين فواصل غذاها ، چهارم تعيين جنس خوردنىها . و آن گاه در توضيح وظيفه دوم ، از قول سهل تسترى مىآورد كه عبادت خداوند به سه چيز محتاج است :
حيات ، عقل ، قوّت . اگر آدمى از زوال حيات و ضعف بيمناك است بايد بخورد و بنوشد و در صورت فقر تكدّى كند تا آن دو را به سلامت دارد . امّا اگر از آن دو ايمن است ، ديگر مبالات قوّه و بنيه كردن واجب نيست و مىتواند چندان امساك كند و ضعيف شود كه نماز را نتواند ايستاده به جا آورد كه نمازگزاردن نشسته با جوع بهتر است از نماز ايستاده توأم با پرخورى .
فيض اعتراض مىكند كه
هذا ليس بشىء . . . اين سخن ياوه است و با تعليمات اهل بيت سازگار نيست و سالك همچنان كه پرواى حيات و خرد خويش را دارد بايد قدرت خويش را هم حفظ كند . مگر خداوند نفرموده است كه
« كُلُوا مِنَ الطَّيِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً »
108 . 109
در بيان وظيفهء سوم ( تعيين فواصل غذاها ) ، غزّالى مىگويد بالاترين درجه آن است كه ميان هر دو وعدهء خوردن سه روز يا بيشتر فاصله بيندازد و بودهاند كسانى كه سى يا چهل روز گرسنه ماندهاند و هيچ نخوردهاند و از آن جملهاند :
محمّد بن عمرو القرنى ، زهير ، سليمان الخواص و سهل بن عبداللَّه تسترى .