تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
مىگويد ، اصولًا اين گونه استدلال راه به جايى نمىبرد . چرا كه اگر بگويند غنا صفت رب است و محمود ، صفت تكبّر آن را نقض مىكند و اگر بگويند خوف و رجاء و فقر صفات بندگان‌اند و شايسته آنان ، صفات جهل و غفلت از سويى ، و صفات علم و معرفت از سوى ديگر به ردّ آن فتوا مىدهند چرا كه جهل و غفلت ، خاصّ بندگان است لكن در آنها فضيلتى نيست و علم و معرفت از صفات بارى است امّا آدمى را مىرسد كه از آنها حظّى ببرد . از اينها كه بگذريم فيض با داورى نهايى غزّالى در اين كتاب ، در برترى نهادن فقر بر غنا كاملًا هم آواست كه « الا صلح لكافّة الخلق فقد المال و ان تصدّقوا بها و صرفوها الى الخيرات . . . : براى عموم مردم نداشتن بهتر از داشتن است حتى اگر اموال خود را در راه خير صرف كنند . . . » چرا كه داشتن مال ، دل آدمى را با اين جهان مأنوس مىگرداند و هر چه انس به اين دنيا بيشتر شود گريز از آخرت افزونتر خواهد شد . و گر چه فضل فقير و غنى به اندازهء تعلقى است كه دلشان به اموال دنيا دارد نه به نفس غنا و فقر ، امّا نبايد خود را فريفت كه در عين مال دارى بدان بىرغبتم چرا كه عشق نهان به مال ، مانند آتش زير خاكستر است و مدتى خفىّ است تا هوايى بر آن بوزد و شعله بكشد و همهء اغنيا بجز انبيا و اوليا ، معرض اين خطرند و لذا به نحوه مطلق بايد بگوييم كه براى عموم مردم فقر از غنا بهتر است چرا كه انس و شوق فقير به دنيا كمتر است و هر چه علاقه‌اش به دنيا كمتر باشد ثواب عباداتش بيشتر خواهد بود . 106 و نيز فيض با غزّالى هم‌آواست كه زاهد آن است كه دنيا حلال و فراخ و پاك و بىزحمت به او رو كند ، و او هم بتواند از آن كام بگيرد ، و اين كاميابى نه براى او بدنامى بياورد و نه از مقامش و ديگر بهره‌هايش بكاهد ، و او صرفاً از ترس انس گرفتن بدان و شرك ورزيدن در محبّت خداوند ، آن را فرو نهد و يا از روى طمع در