تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 480

مساهمون:

ص٤٨٠
هر كه تنها نادراً اين ره بريد * هم به عون همّت پيران رسيد دست پير از غايبان كوتاه نيست * دست او جز قبضهء اللَّه نيست 98
آدمى اگر به خود ناهيدى تابان شود در ظلّ يار خورشيدى درخشان خواهد شد و آنكه شرط است خلوت از اغيار است نه از يار ، و نشستن در حضور مردان خدا ، عين نشستن در حضور خداست :
چون ز تنهايى تو نوميدى شوى * زير سايهء يار ، خورشيدى شوى خلوت از اغيار بايد نى ز يار * پوستين بهر دى آمدى نى بهار آنكه در خلوت نظر بر دوخته است * آخر آن را هم ز يار آموخته است 99
جادهء سلوك باطن چندان پيچاپيچ و توبرتوست كه جز با دستگيرى پيرى راه‌شناس ، طىّ آن ميسّر نيست و به قول غزّالى : ان سبيل‌الدّين غامض . . . و من لم يكن له شيخ يهديه قاده الشيطان الى طرقه . نمودن خويش به آفت‌شناسى پارسا و رازدان و كار ديده ، و علاج جستن از وى و اعتماد بر اندرز و ارشاد وى امرى نيست كه خرد آن را بر نتابد يا شرع آن را روا نشمارد . اگر خلوتها و عزلتها و رياضتهاى بلند و خردسوز و ويرانگر جان و تن ، و دورى جستن از جمعه و جماعت ، شيطان را بر آدمى چيرگى بيشتر مىبخشد و دل و جان را به زنگ تباهى و افسردگى مىفرسايد ، كشف جميع مكايد و حيل نفس و شيطان را نيز بر عهدهء راه‌جويان جوان و ناآزموده و با ديو درون و برون در ناپيچيده نهادن ، و آنان را از بدايت تا نهايت طريق ، به خود رها كردن ، شرط عقل و شفقت نيست . مگر مردم كه بر طبيبان تن اعتماد مىكنند و چشم و معده و قلب و مغز خود را به آنان مىسپارند تا بيازمايند و بدرند و بدوزند ، به عصمت طبيبان ايمان دارند ؟ و مگر هر اعتمادى مشروط و منوط به معصوميّت است ؟ بلى طبيبان دل را آسان نمىتوان شناخت . و مدعيّان دروغين و لاف‌زن در اين عرصه بسيارند ، امّا بىطبيب