از گوگرد سرخ نادرتر است و تودهء مردم را هيچگاه حَدِّ پا نهادن بر بساط حكيمان الهى و علماى ربّانى نيست . و كسى كه مىخواهد به علوم مكنون و گوهرهاى نهان در خزاين اسرار بارى دست يابد بايد جوانى باشد تندرست و امين و زيرك و پاكدامن و راستگفتار و پاكيزه اخلاق و بيزار از مكر و خيانت و دور از ريا و نفاق و عامل به فرايض و نوافل شرع . چنين كسى از فرايض بايد آغاز كند و سپس به نوافل و بعد مراعات آداب و سنن و سپس به صبر بر بلاها و محن و ملازمت ذكر و مداومت فكر و دورى از شهوات نفس و خواطر شيطانى ، به قدر مقدور بپردازد و در عين خلوص نيت و صفاى سريرت ، جز به يك معبود و يك مطلوب نينديشد ، و به علم خود عمل كند ، و نفس و قلب را پاس دارد ، تا اندك اندك ، علم او به يقين و يقين به عيناليقين و حقاليقين بپيوندد و بالجمله ، شرط اصلى اين طريق يكى زهد در دنيا و ديگرى متابعت شرع وارد از طريق ائمّه هدى و سه ديگر ملازمت تقوى است . 95 كه خداوند فرمود :
« إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً »
96 . و فرمود :
« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا » .
97
آيا نمىتوان گفت كه فيض با فرونهادن شرط متابعت شيخ ، امر ارشاد و سلوك را سهل گرفته است ؟ بلى « به مى سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد » ناشنودنى است . امّا بى همرهى خضر هم قطع مراحل كردن دور از حزم است و تازه ، دست ارادت دادن و سر تسليم نهادن و پشت طاعت خم كردن ، همه حظّ مريد نيست . بسا رذايل و آفات كه در صحبت نيك مردى آزموده و آفاق و انفس ديده و طعم قرب چشيده ، به يك جذبه و نظر زدوده مىشود و بسا كسان كه در تفقد احوال و تفحّص آفات قلب ، روزها را با سوزها هماره كردهاند و بند از بند و تار از پود رذايل و مفاسد گشودهاند ، امّا در تدبير و علاج نيم آفت از آفات نفس خويش درماندهاند تا صاحب دلى با اشاراتى از دور يا نزديك ، همهء آن گرهها را به سرپنجهء عنايت و اقبال خويش گشوده است كه :