خداوند وى را مخذول كند و به دست شياطين بسپارد تا در سرزمين علوم حيران بماند و در هيچ يك از علوم شرعى سخن قويم و مستقيمى نگويد و آنقدر اقوال ناسازگار ببافد كه كودكان و زنان هم بر او بخندند . او با آن همهء دعاوى عريض و طويل كه در معرفت خدا و مشاهدهء معبود و طواف عرش و فناى در بحر توحيد دارد ، چندان شطح و طامّات و رعونات ظاهر مىكند و چنان بى ادبانه با خداوند سخن مىگويد كه دل هيچ مسلمانى بدان رضا نمىدهد . 91 فيض حتى گاهى از بردن نام بزرگان صوفيه كراهت دارد و اگر سخنشان را مىپسندد و مىآورد نامشان را از قلم مىاندازد . چنين است وقتى غزّالى در كتاب الصبر و الشكر از حسينبن منصور حلّاج نقل مىكند كه هنگام به دار كشيدنش از او پرسيدند تصوف چيست او پاسخ داد : نفس توست كه اگر او را مشغول نكنى او تو را مشغول خواهد كرد . اين سخن را فيض مىآورد امّا به نام گويندهء آن اشارتى نمىكند . 92 خصوصاً حساسيت فيض به حسنبصرى و سفيان ثورى بسيار است و تا مىتواند بر نام آنان قلم مىكشد . وى در باب حسنبصرى روايتى نقل مىكند كه امام على عليهالسّلام دربارهء او فرمود : « او سامرى اين امت است . » 93
ب . اخلاق صوفيانه
حسن ظّن غزّالى به صوفيان و تأدب به طريقهء ايشان ، احياء علومالدّين را از حكايات و اقوال و آراى آنان در باب فقر و زهد و صبر و توكّل و حبّ و رضا و سماع و وجد و رياضت و كوفتن شهوات آكند و بر سختگيريها و دنياگريزيها و نفسكشيهاشان صحه نهاد . چندان كه ابن جوزى را واداشت تا غزّالى را به « ارزان فروختن فقه به تصوف » متهم كند و فيض كاشانى را برآشفت تا « عقل و كياست وى را فاسد » بخواند و پارهاى از منقولات وى را از جنس « ترّهات » بشمارد . بىترديد ، وسواس عظيم غزّالى در تطهير ضمير از غير خدا ، و خوف بىكرانش از سوء عاقبت
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 474
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٧٤