عنوان مىكند ، فيض حتى از آوردن واژهء صوفيه در اين عنوان دريغ مىورزد و به جاى آن « المجاهدين » مىنهد و در متن نيز كلمهء « اهل المجاهدة » را به جاى صوفيه مىآورد و وقتى غزّالى در كتاب كسرالشهوتين روايتى را از امام صادق ( ع ) در عقوبت نفس مىآورد كه
هر گاه امر مطبوعى براى من پيش آيد و ميل مرا بجنباند ، به نفس خود نظر مىكنم ، اگر آشكارا بگويد كه بدان رغبت دارد ، آن را به او مىدهم و اين از منع كردنش بهتر است ، و اگر ميل خود را پنهان دارد و اظهار بىرغبتى كند ، او را با محروم كردن عقوبت مىكنم و چيزى به او نمىدهم .
فيض بىدرنگ مىافزايد كه
اين كلام به كلام مولاى ما امام صادق شباهتى ندارد و به اقوال صوفيان شبيهتر است . 88
و همين اشاره را در نكوهش و ردّ آن سخن كافى مىيابد . و نيز در پايان كتاب المحبّة و الشّوق و الرّضا و الانس از ربع منجيات ، كه غزّالى حكايات و مكاشفات و كلماتى از محبّان و عاشقان و شيفتگان محبّت الهى آورده ، فيض همه آنها را حذف كرده است بدين دليل كه پارهاى از آن محبّان نه خودشان قابل اعتمادند و نه حكايات منقوله از آنان ، و پارهاى از آن اقوال و حكايات با يكديگر ناسازگارند و چه فايدهاى است در شنيدن اقوالى كه
از قبيل شطح و طاماتاند و بر سبيل كبر و تفاخر و مباهات صادر شدهاند ؟ 89
و در كتاب فقر و زهد كه غزّالى سخنان صوفيانه بسيار آورده ، فيض همهء آن سخنان را حذف كرده و نوشته است :
ابوحامد در اينجا فصلى را به احوال سائلان اختصاص داده و در آن از
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 472
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٧٢