چنگ نمىافتد و راههاى ديگر هم براى آن هست نه آنكه تنها راهش سلوك صوفيانه است و فىالمثل با زاويه نشينى مىتوان فقيه يا رياضيدان گرديد .
ناگفته نگذاريم كه در خلوت تاريك نشستن و دل را از غير پرداختن ، و حتّى از قرآن و حديث هم فارغ آمدن و قلب را يكپارچه به ياد معبود سپردن و در انتظار نفحات رحمان ماندن ، كارى است كه غزّالى خود ، پس از پشت كردن به مناصب و مكاسب دنيوى ، و گريختن از چنگال تعلّقات پست مادّى ، به توصيه يكى از « پيشروان تصوف » بدان اشتغال ورزيد و در آن زاويه ، جامهء شوخگين جان خود را به آب ذكر و آتش مجاهدت ، طهارت كرد . وى در كتاب ميزانالعمل به اين امر تصريح كرده است . 73
غزّالى سخت از صوفىنمايان در رنج بود و وقتى مىديد كه صوفيان هم روزگارش انسى با خدا ندارند و در خلوت ذكرى نمىگويند و با نفس مجاهدتى نمىورزند و از تصوّف جز بطالت و كسالت و گدايى و نادانى نصيبى نبردهاند و در خانقاهها جا خوش كردهاند و سخنان صوفيان راستين را بر زبان مىرانند و جامهء پروصله بر تن مىكنند و به سفرهاى بسيار مىروند و از جوشش مشتريان بر اطراف خويش به وجد مىآيند و براستى گمان مىبرند كه كسى هستند و چيزى شدهاند ، گويى هر گردى گردوست و هر آماس فربهى است « فيظنّون بانفسهم خيراً و يحسبون أنهم يحسّنون صنعا و يعتقدون ان كل سوداء تمرة » ، فرياد بر مىآورد كه دريغا
همه امور دينى سست و تباه شدهاند مگر تصوّف كه پاك نابود شده است . 74
و چنان صوفى نمايانى را از بن صوفى نمىشمرد چرا كه اگر صوفى فاسق ممكن و مقبول باشد صوفى كافر و فقيه يهودى هم متصوّر خواهد بود . چنان صوفيانى حتى حق ندارند از اموال موقوف بر خانقاهها استفاده كنند چرا كه آنها براى صوفيان راستين است كه « صالح و عدل » اند نه قومى شكمخوارهء رياكار كه به نام تصوّف
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 467
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٦٧