تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
و به يقين در مىيابد كه صوفيان از پيشتازان خلق به سوى خدايند و سيرتشان نيكوترين سيرتها و راهشان درست‌ترين راهها و اخلاقشان پاكيزه‌ترين اخلاقهاست . . . همهء حركات و سكنات ظاهر و باطنشان مقتبس از نور چراغدان نبوّت است . . . 68 با اين همه وى ناقد تصوّف و صوفيان است . تصوّف نزد او عبارت است از : دل را براى خدا خالى كردن و غير خدا را كوچك شمردن . 69 پيداست غزّالى كه پس از شناورى در درياى پرتلاطم علم پاى در دشت فراخ تصوف مىنهد به هيچ روى برنمىتابد كه كسى تصوف را چنان تعريف كند كه با دانش اندوزى ناسازگار افتد و چون اين شبهه در زمان وى ( و پس از وى ) اذهان پاره‌اى ساده‌لوحان و به طاعت‌پيشگان را مشوب مىكرده است ، غزّالى در احياء علوم الدّين به نقد و دفع آن همّت گمارد . وى يك جا در كتاب العزلة ، عالمان و صوفيان را چنين ذكر مىكند كه صوفى جز از حال خود سخن نمىگويد و از اين رو پاسخ‌هاى صوفيان به مسائل مشابه متفاوت است ولى عالم كسى است كه حق را چنان كه هست در مىيابد و براى ديدن واقع به حال شخصى خود نظر نمىكند . . . اگر از صد صوفى نكته‌اى را بپرسند صد پاسخ متفاوت خواهند شنيد . . . ولى وقتى نور علم بتابد همه جا را فرا مىگيرد و حجابها را مىدرد و اختلافات را محو مىكند . 70 يعنى تا علم درنيايد ، و تا اقوال شخصى صوفيان در ترازوى داورى عالمان ننشيند ، بر آنها اعتماد روا نيست و كاروان سعادت به مقصد نخواهد رسيد و در جاى ديگر ، با همهء حسن ظنّى كه وى به طريقهء صوفيه دارد ، راهشان را پر خطر و آفت بار مىشمارد و در عين اين كه مقصدشان را مىستايد به مقصد رسيدنشان را