تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩
آنها صحّه مىنهد ، 67 آيا سعادت اخروى مىآورد ؟ ذوّاق و مطلاق بودن ( زنان را چشيدن و طلاق دادن ) كه اخلاقاً مذموم است ، چه منع فقهى دارد و كجا موجب رستگارى و فتح ابواب ملكوت مىگردد ؟ به سفر رفتن و روزه را خوردن چطور ؟ آيا به راستى فيض كاشانى انسانى را رستگار مىداند كه به عموم رخصتهاى فقهى عمل كند ، ذرّه‌اى بر خود سخت نگيرد ، رذيلتى از رذايل را از درون پاك نكند ، از مكروهى نپرهيزد ، به حيله‌هاى فقيهانه از اداى برخى واجبات بگريزد ، نماز صحيح و بىروح بخواند ، حجّ تاجرانه بگزارد ، با شكم پر از حرام روزه بگيرد ( كه همه فقه پسندند ) ، بىصبر و ناسپاس و تندخو و سنگدل و پرگو و فضل فروش و كينه‌توز و شهوتران و زراندوز و شكمباره و فزونخواه و بخيل و درازآرزو و خودبين و مست از غفلت و بطر باشد ، و به توبه و زهد و قناعت و صدق و اخلاص گوشهء چشمى باز نكند و لحظه‌اى در عمر خويش ، خوفى از سوء عاقبت و شرمى از خالق دلش را نلرزاند ؟ و آيا نماز و روزه و حجّ فقه پسند ، آدمى را از آن درندگيها و بهيميّتها باز مىدارد ؟ و آيا تربيت انسان‌هاى صبور و شكور و صادق و مخلص و پاكدل و عفيف و مشفق و خويشتندار و فروتن و . . . كار فقه است ؟ و هيچ گاه كسى كه به واجبات و محرّمات و رخصتهاى فقهى حرمت مىنهد از چنان فضايلى برخوردار مىگردد ؟ و براستى حيات طيّبهء اخروى در انتظار كدام يك از آن دو گونه انسان است ؟ و آيا سخن غزّالى درست‌تر نمىنمايد كه حيات دنيوى محتاج ضوابطى است تا آن را تحمّل‌پذيرتر و سامان‌دارتر و زيستنىتر كند و فقه عهده‌دار اين تنظيم و ترتيب است و بس ؟ از اين بالاتر ، حتّى غزّالى هم ، فقه را بالاتر از آن نشانده است كه جاى اوست ، سامان بخشى و مشكل زدايى و فراغت آفرينى فقه ، مخصوص جوامعى ساده و تحول و
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 459 | محسن ناجي نصرآبادى / ابوالقاسم نقيبى