نكرد كه مىگويند در اين گونه امور تسامح رواست . 59
و نيز در كتاب الحلال و الحرام ، در بحث از امور شبههناك كه حلال يا حرام بودنشان ( حكماً يا موضوعاً ) معلوم نيست توصيه مىكند كه :
در اين گونه امور مشكل فتواى دل را جويا شويد و از امر مشكوك به امر نامشكوك عبور كنيد و كارى را كه دل را مىگزد و سينه را مىخلد وانهيد . اين امر با تفاوت اشخاص و وقايع متفاوت مىشود . . . و چنان دلى كه مرجع فتوا شود چقدر نادراست و به همين سبب پيامبر عليهالسّلام همه كس را به فتواى دل ارجاع نداد و اين توصيه را به وابصة فرمود كه او را مىشناخت . 60
اشاره غزّالى به دو حديث از پيامبر عليهالسّلام است كه در كتاب العلم آورده است . يكى آنكه ايشان فرمود :
« الاثم حزّاز القلوب » . 61
گناه آن است كه دل را بخلد .
و ديگرى آنكه به وابصة بن معبد اسدى فرمود :
استفت قلبك و ان أفتوك و ان أفتوك و ان أفتوك
از دلت بپرس و لو فتوادهندگان تو را فتوا دهند و فتوا دهند و فتوا دهند .
و همين سخن الهامبخش مولانا بود كه گفت :
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 453
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٥٣