و اهمالش موجب هلاك اخروى او خواهد شد . امّا اگر از لعان و ظهار و سبق و رمايه بپرسى ، چندين دفتر از فروع باريك بر تو خواهد خواند كه اگر روزگاران بگذرد كسى بدانها محتاج نخواهد شد و اگر هم نيازى پيدا شود ، كسانى كه رفع نياز كنند ، هم پيدا مىشوند . 54
خشيت و زهد كه سرمايهء حيات سعادتمندانه اخروى است مگر از كتب فقه به دست مىآيد و مگر شافعى خوف و زهد را از كتاب سلم و اجاره و ديگر كتب فقه استخراج كرده بود . 55
به خصوص آنچه غزّالى را مىآزرد رواج علم خلافيّات و جدليّات بود كه فقيهان را به غور و فحص در موارد اختلاف آراى فقهاى مذاهب مختلف و بيان علل آنها وامىداشت و آنان در اين راه مجالس مناظره برپا مىكردند و در كوفتن خصم و اظهار فضل خويش ، اهتمام بليغ مبذول مىداشتند و بر بىخبران و بىتمييزان چنين مىنمايانند كه گويى يگانه راه وصول به حقيقت و دفاع از دين و پيروى از شريعت همين است ، و بدين روى انبانى از رذايل و مفاسد را با خود حمل مىكردند و بدان نام تفقّه و تشرّع مىدادند . فرياد غزّالى بلند بود كه :
مبادا گرد اين امور بگردى . چنان كه از زهر قاتل مىگريزى از آنها بگريز . اين درد بىدرمانى است كه همهء فقيهان را به مفاخرت و مباهات گرفتار كرده است . 56
و پند مىداد كه تا از واجب عينى نپرداختهاى به واجب كفايى نپرداز ، و اگر از واجبات كفايى مىخواهى به فقه بپردازى اقلّ آن را در كتاب مختصرالمزنى و حد اوسط را در كتاب الوسيط منالمذهب و مفصل آن را در البسيط بجو و گرد خلافيّات مگرد و گمان مبر كه اين سخن ناشى از عداوت جاهلانه با علم است و
نصيحت كسى را بپذير كه بخشى از عمر خود را در اين راه ضايع كرده و از پيشينيان در تصنيف و تحرير و جدل و بيان پيشى جسته است . امّا
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 451
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٥١