تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 449

مساهمون:

ص٤٤٩
فقيه دربارهء آنها سخن مىگويد . اگر آشكار كنيم كه نگاه فقيه به كدام ضلع از اضلاع اين اعمال دوخته است ، و مطلوب وى از اسلام آوردن و نمازگزاردن چيست ، بقيّهء احكام فقهى را به قياس آن خواهيم شناخت . فقيهان در جميع موارد ياد شده جز به صحت و فساد ظاهرى عمل ، به جنبهء ديگرى نظر نمىدوزند . اسلام آوردن ، در چشم فقيه ، كار زبان است نه كار دل . چرا كه « دل از ولايت فقيه خارج است . » 52 همين كه كسى اظهار اسلام كند ، و لو به دل كافر باشد ، فقيه وى را مسلمان و طاهر مىشمارد و احكام مسلمانان بر وى جارى مىشود . حتّى كسانى كه زير سايهء شمشير براى حفظ جان ، اظهار اسلام مىكنند ، اسلامشان مقبول فقيهان است . بلى چنان اسلامى به كار آخرت نمىآيد و چنان مسلمانى را از كافران واقعى تمايز نمىبخشد ، امّا در اين باب سخن گفتن و داورى كردن شأن فقيهان نيست . به عبارت ديگر ، اسلام ظاهرى و ظاهر اسلام است كه از آنِ فقيه و داخل در دايرهء احكام فقه است و همين است آنكه در اين دنيا به كار مىآيد و مايهء تمييز مسلمين از غير مسلمين مىگردد و بيش از اين نه . همچنين است نماز . قصّهء اخلاص و خشوع و حضور قلب را فقيهان نمىسرايند . براى آنان كافى است كسى درست وضو بسازد و در جامه‌اى غير غصبى و با اداى حروف از مخارج نماز را بگزارد تا نمازش صحيح باشد ، حال اگر از ابتدا تا انتهاى نماز ، روى به محراب و دل در بازار باشد لطمه‌اى به صحت صلات او نمىزند . همچنين اگر فقيهى چون ابويوسف ، به حيله‌هاى فقهى از دادن زكات بگريزد ، ملامت فقيهانه‌اى دامن وى را نمىگيرد . آخر آن حيله را هم از فقه آموخته است . به « حلال و حرام » مىرسيم . بلى پرهيز از محرّمات ، عملى است دينى و معنوى نه دنيوى . امّا ورع چهار مرتبه دارد : اوّل پرهيز از حرامهاى ظاهرى ، دوم پرهيز از شبهات ( ورع صالحان ) ، سوم پرهيز از حلالهايى كه ممكن است آدمى را به حرام افكنند ( ورع پارسايان ) ، و چهارم اعراض از غير خدا و اقبال كامل به او ( ورع