كه به مصالح آخرت راجع مىشوند يا احوال قلب را باز مىنمايند و يا اعمال جوارح را . و بيان اين هر دو قسم سراسر كتاب احياء علومالدّين را فرا مىگيرد .
مقدّمات مانند علم نحو و لغت و متمّمات مانند علم تجويد و قراءات و علم اصول فقه و علم رجال . اينها همه علوم شرعى و محمود و واجب كفايىاند . 48
اين نخستين بار است كه غزّالى در احياء علومالدّين ، فقه را علمى دنيوى مىخواند و فقيهان را در ميان « علماء الدنيا » مىنشاند . امّا آخرين بار نيست . و در مواضع ديگر ، هر جا مناسبتى پيش آمده ، بر اين نكته مهم تنبيه كرده است . در كتاب ذمّالدنيا ، و در مقام بيان حقيقت دنيا و شغلهاى دنيوى ، اهمّ حاجات آدمى را سه حاجت مىداند : خوراك و پوشاك و خانه . و اصول پيشهها و صناعاتى كه آدمى را در رفع آن حاجات مدد مىدهند پنج صناعت ذكر مىكند : كشاورزى ، دامدارى ، شكار ، دوزندگى و بنّايى . پيشهورانى كه بدين شغلها اشتغال مىورزند به آلاتى محتاج مىشوند كه پديد آمدن شغلهاى تازه را ايجاب مىكند : درودگرى ، آهنگرى و چرمگرى . از سوى ديگر ، آدمى كه جانورى است اجتماعى ، ابتدا با همسر و فرزندان و سپس با همگنان خويش حياتى جمعى را بنا مىنهد و شهر مىسازد و چون هر فرد از عهدهء رفع جميع حاجات ضرورى خويش برنمىآيد ، تقسيم كار لازم مىآيد . كشمكشى كه ميان همسران در درون خانه ، و در ميان پيشهوران و شهروندان در بيرون خانه پديد مىآيد ، شغلهاى تازهترى را لازم مىآورد . همچنين است بيمارى و مرگ و پيرى و امثال آنها ، كه هر كدام به نوبهء خود مشكلاتى را مىزايند كه حلّشان واجب است . از اين رو ، از طرفى فىالمثل شغل مهندسى و مسّاحى متولّد مىشود تا كشاورزان را در رفع خصومتهاى ارضى و آبى يارى دهد ، و از طرفى محتسبان و عسسان و داروغگان پديد مىآيند تا دست راهزنان و متجاوزان را ببندند و از سويى فقه و فقيهان ظاهر مىشوند تا قانون شايستهء رفتار اجتماعى آدميان را به دست دهند .
فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 446
مساهمون: محسن ناجي نصرآبادى
ص٤٤٦