تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فيضنامه ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
واجب است . همچنان كه جهاد با كفّار بر شرابخوارگان واجب است . شرط چهارم را هم كه به گمان بعضى مأذون بودن محتسب از جانب امام و والى مسلمين است ، فاسد مىشمارد و مىافزايد : عجب آن است كه روافض بر اين شرط چيز ديگرى هم افزوده‌اند و آن اين كه تا امام معصوم كه امام حقّ است خروج نكند ، امر به معروف جايز نيست . اينان پست‌تر از آنند كه با ايشان گفت‌وگو شود و جوابشان اين است كه وقتى براى مطالبهء حقوق جانى و مالى خود به ديوان قضا مراجعه مىكنند بدانان بگويند كه نصرت شما امر به معروف است و گرفتن حقّتان از دست ظالمان نهى از منكر است و شما كه حقوقتان را مطالبه مىكنيد نيز كارى نيكو انجام مىدهيد ، امّا اكنون زمان نهى از ستم و طلب حقّ نيست چرا كه امام حقّ هنوز خروج نكرده است . و شايد همين سخنان درشت و دل‌آزار بوده است كه فيض را به جرح و نقد جميع كتاب امر به معروف ، الّا قليلى از آن ، واداشته است واللَّه العالم .

ب . فقه‌شناسى

تعبّد غزّالى به فقه را آزموديم . اينك به فقه‌شناسى وى مىرسيم ؛ يعنى منزلتى كه وى به فقه در ميان ديگر معارف دينى و به فقيهان در ميان ديگر عالمان مىدهد . در اينجاست كه اختلاف فيض و غزّالى عميق‌تر مىگردد . عنوان باب دوم از كتاب العلم ، اوّلين كتاب از اولين ربع احياء علوم‌الدّين اين است : فىالعلم المحمود و المذموم و اقسامهما و احكامهما و فيه بيان ما هو فرض عين و ما هو فرض كفاية و بيان ان موقع الكلام و الفقه من علم الدّين الى اىّ حدّ هو ، و تفضيل علم‌الاخره .